ثبت رکورد ٢٨ درصدی ترانزیت خارجی در دروازه ملل / واردات ۶۱ هزار تن گندم اهدایی هند به افغانستان از طریق بندر شهید بهشتی چابهار/ ویترین متنوع بزرگترین بندر اقیانوسی کشور در ترانزیت خارجی بهره برداری از پنج پروژه بزرگ عمرانی و تجهیزاتی بندر چابهار تا پایان سال/ پروژه های عمرانی بندر چابهار با بیش از ۴۶۰ میلیارد تومان اعتبار و اشتغال زایی مستقیم 708 نفر در دست اجراست گامی دیگر در مسیر رونق تجارت بندر چابهار/ورود اولین محموله شکر صادراتی هند به افغانستان پیام تبریک مدیر کل بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان به مناسبت روز کارمند لزوم هم افزایی دستگاه های اجرایی جهت احیای سفرهای دریایی از دروازه ملل/ اشتغال نیروی های بومی در پروژه های عمرانی بندر شهید بهشتی/همت والای بندر چابهار در توسعه زیرساخت ها با عملیات تیم تخصصی بندر چابهار شناور به گل نشسته از ساحل جدا شد پیام تبریک مدیرکل بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان به مناسبت هفته دولت تداوم انتقال محموله های ترانزیتی گندم اهدایی هند به افغانستان از طریق بندر چابهار/هم افزایی دستگاه های اجرایی استان لازمه پایداری ترانزیت کالا نشست رئیس و اعضای هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت در بندر شهید بهشتی چابهار/ارتقاء دانش فنی مدیران و کارکنان بندر چابهار صادرات اولین محموله سنگ کوپ مرمر از طریق بندر شهید بهشتی چابهار/ استفاده از ظرفیت های استراتژیک بندر چابهار برای صادرات کالای معدنی
سعید پورعلی، معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان منطقه آزاد کیش در گفت‌وگو با «بندر و دریا»:
کیش‌پژوهی نیاز امروز  و فردای کیش است
دوره‌های مختلف مدیریت سازمان منطقه آزاد در کیش، ابعاد و تبعات مختلفی داشته است. این سازمان که تقریبا عمری برابر با انقلاب اسلامی داشته، در طول نزدیک به چهار دهه حضور خود در این جزیره، عموما دستاوردهایی در حوزه‌هایی چون قانون‌گذاری، تسهیل در روابط کاری و سرعت بخشیدن به فرآیند پروژه‌های عمرانی داشته و کمتر فرصت کرده به فعالیت بنیادی در زمینه فرهنگ جزیره بپردازد. با این نگاه، حضور تیم مدیریت فعلی سازمان منطقه آزاد کیش، حضوری متفاوت و قابل تامل است. در نخستین روزهای شروع به کار محمدابراهیم انصاری لاری، سعید پورعلی به‌عنوان معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان منطقه آزاد کیش انتخاب شد که نشان از جدیت مدیران این سازمان در دو حوزه یاد شده دارد. پورعلی اما برای بسیاری با دورِ طولانی حضورش در خبرگزاری ایسنا به‌عنوان یک مدیر فرهنگی تاثیرگذار شناخته شده است و آن‌چنان که خود نیز در این گفت‌وگو تاکید می‌کند، اصلی‌ترین برنامه‌اش، ایجاد بستر هم‌افزایی بیشتر اجتماعی در جزیره، پاسداشت آیین‌ها و فرهنگ‌های مردمان کیش و توجه به اصول روز دنیا در حوزه فعال‌سازی بومیان کیش است.
در یک توصیف کلی، بافت اجتماعی و ساختار فرهنگی کیش به عنوان یک جزیره چه تفاوت‌هایی با سرزمین اصلی دارد؟
برای شناخت کیش، باید دیدگاهمان را مثل یک دوربینی که از آسمان دارد به سمت زمین می‌آید، ابتدا به ایران و پس از آن به جنوب کشور و خلیج فارس و از آن‌جا به سمتِ جزیره‌ای در دل آب‌ها ببریم. چنین نگاهی به ما کمک می‌کند که قدم به قدم این جزیره را بشناسیم و بر اساس ظرفیت‌های تاریخی و جغرافیایی و جای قرار گرفتن آن در این بخش از جغرافیای کشور با آن مواجه شویم. اصلی‌ترین نکته در مورد کیش به عنوان جزیی از جغرافیای دریایی ایران، این است که این جزیره هم درست مثل دیگر استان‌های ساحلی کشور، چندین دوره موج‌های مهاجرتی را در خود جا داده اما با وجود توقف روند مهاجرت به استان‌های ساحلی، کیش با افت و خیزهای فراوان، همواره به عنوان یک مقصد جدی مهاجرت شناخته می‌شده و می‌شود. بنابراین آن‌چه به لحاظ بافت اجتماعی این جزیره باید در وهله اول مورد توجه قرار بگیرد، این است که کیش، دارای یک جامعه بومی هم هست. این نکته اهمیت زیادی در شناخت بافت اجتماعی و ساختار فرهنگی کیش دارد و معتقدم اگر به این شناخت نرسیده باشیم، کیش را به درستی نشناخته‌ایم؛ چرا که وقتی لفظ بومی به میان می‌آید، به دنبال آن، فرهنگ بومی، آیین و آداب و رسوم بومیان، سنت‌ها و ساختارهای قومی و قبیله‌ای آن‌ها و... مطرح می‌شود و ما با هر گام شناخت این موارد، قدمی به سوی شناخت کیش واقعی و البته تاریخی برمی‌‎داریم و برای کیشِ آینده چشم‌انداز روشن‌تری داریم.
درست است که در کیش ما با یک جامعه بومیان شناسنامه‌دار و با اصالت مواجه‌ایم اما چه فرق عمده‌ای میان این بومیان با بومیانی که در بسیاری از نقاط کشور سکونت دارند وجود دارد که شما به آن‌ها جایگاه ویژه‌ای در بحث کیش‌شناسی می‌دهید؟
قدرت بومیان در مناطق مختلف کشور متغیر است و من بر اساس شناختی که از این جامعه دارم، معتقدم که در جزایر، قدرت سنت قوی‌تر از دیگر جاهاست؛ به ویژه در مناطق بومی آن. و کیش در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد. همواره از این جزیره به عنوان نوک پیکان توسعه یاد می‌شود و بنابراین باید در برنامه‌های توسعه‌ای آینده این جزیره، مواظبت و مراقبتی به خرج دهیم که رابطه میان مدرنیته و سنت به مرور باعث ضعیف شدن و اندک اندک از بین رفتن سنت و جوامع متصل به آن نشود.
 
اما چنین تجربه‌ای را در جزایر اطراف داشته‌ایم؟ مثلا در جزایر امارات و حتی عمان.
برخلاف نظر شما باید بگویم که در عمان با مراقبت‌های بسیاری که در حوزه جامعه بومیان و سنت‌های مربوط به آن‌ها شد، روند توسعه‌ای با آرامش و با حفظ حداکثری اصالت‌ها به پیش رفت و در امارات هم اگرچه ابتدا میان مدرنیته و سنت تعارض‌هایی وجود داشت، اما به مرور تصحیح شد.
 
چطور می‌شود از سنت در چنین جزیره‌ای مراقبت و مواظبت کرد؟
در قدم اول به نظرم مظاهر آن باید مورد توجه قرار بگیرند. به عنوان مثال، به معماری کیش نگاه کنید. اگر معماری امروز و حتی معاصر کیش با درنظر گرفتن سنت‌های معماری جزیره اتفاق می‌افتاد، شاید ما امروز شاهد معماریِ دیگری در جزیره بودیم. اگر ما در سنت‌های آشپزی جزیره به بحث دریا و بوم توجه کرده بودیم، گردشگری غذایی ما امروز با تنوعِ بی حد و حسابی همراه بود. در زمینه گردشگری هم وضع به همین منوال است. اگر ما از ظرفیت‌های بومی جزیره استفاده کرده بودیم، امروز کل فرهنگ و ظرفیت بومی این جزیره محدود به تورِ خانه بومیان نمی‌شد، بلکه ده‌ها جاذبه دیگر هم بود که گردشگران را به وجد می‌آورد و آن‌ها را با واقعیت و درونمایه کیش بیشتر آشنا می‌کرد.
 
در مورد گردشگری گفتید. رابطه بافت اجتماعی و فرهنگی جزیره با گردشگری و وجوه آن چگونه است؟
معتقدم که این رابطه تا زمان طولانی قطع بوده و چند سالی است که تلاش برای اتصال آن آغاز شده است. امروز شما می‌توانید با اتکا به سنت‌های ماهیگیری جزیره، تور گردشگری تعریف کنید؛ مسافران را با لنج به دریا ببرید و زندگی یک روز ملوانان دریا را به آن‌ها نشان دهید. اما پرسش اصلی این‌جاست که چنین امکانی چگونه فراهم شد و چه منافعی خواهد داشت؟ ساده‌ترین آن، توسعه‌ی همه‌جانبه گردشگری است. در حال حاضر سرویس موجود در جزیره، برای ارائه سنت‌های غذایی کیش به گردشگران، واقعا ناتوان است؛ یعنی ما ظرفیتی داشته‌ایم که خودمان شاهد از دست رفتنش شده‌ایم. چرا؟ چون زمینه و تفکری برای حفاظت پایدار از آن وجود نداشته یا در زمانِ برنامه‌ریزی‌های کلان، نادیده گرفته شده است. شما بروید و ببینید سنت غذایی جزیره ـ متاثر از سنت غذایی جنوب کشور ـ در حوزه ماکولات، مشروبات و تنقلات چه تنوعی دارد. این ظرفیت امروز کجاست؟ گردشگری که به کیش می‌آید چطور باید، اولا این ظرفیت را کشف کند، دوم آن‌که آن را طبع‌آزمایی کند و سوم آن‌که بتواند به صورت مستمر از آن بهره ببرد؟
 
به نظر می‌رسد که توجه معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان منطقه آزاد کیش بیش از هر چیزی معطوف به بحث بومیان و سنت‌های جزیره است؛ چرا؟
پاسخ به این سئوال نیاز به مقدمه دارد. چند وقتی است که در بحث بازی‌های سنتی جزیره اهتمام کرده‌ایم. بومیان در این زمینه پیش‌قدم شدند و تلاشی جدی از خود نشان دادند. این سئوال پیش آمد که چرا چنین استقبالی از سوی جامعه بومیان شده است؟ آن هم در شرایطی که معمولا بومیان در دیگر نقاط اجتماعی و فرهنگی تعامل چندانی از خود نشان نمی‌دهند. اگر پاسخ مرا بخواهید، باید بگویم که بومیان احساس می‌کنند باید پیوندهای اجتماعی خود را با سنت‌هایشان حفظ کنند. این یک نوع خودآگاهی تاریخی است که شهروندان بومیِ جزیره کیش سعی می‌کنند هویت خود را حفظ و تقویت کنند. یک عامل دیگر هم در این میان نقش دارد و آن، نزدیکی کیش به کشورهای حاشیه خلیج فارس و آگاهی از روند توسعه‌ای است که این مناطق پیدا کرده‌اند. این خودآگاهی در میان بومیان جزیره به وجود آمده که به داشته‌های سنتی خود افتخار کنند و هر بار که با مهاجر یا گردشگری روبه‌رو می‌شوند از خود بپرسند که ما به عنوان بومیان کیش، چه تفاوت‌هایی با جامعه مهاجران و گردشگران داریم. یک مقداری در این بررسیِ تفاوت‌ها، پیدا کردن وجوه این تمایزها کمک کرده که مفهوم هویتی بومیان شکل بگیرد؛ خصوصا در میان تحصیل‌کرده‌هایشان که اتفاقا کم‌تعداد هم نیستند. این‌ها دست به کار شده‌اند به رویدادسازی و حمایت‌های فرهنگی که برای نمونه می‌شود به موسسه «نور صفین» اشاره کرد که امروز یکی از موسساتی است که اهتمام ویژه‌ای در بحث حفظ و برجسته‌سازی وجوه زندگی بومیان دارد. جهت و هدف این تلاش‌ها به اعتقاد من، هم‌سو با نیات جامعه بومیان شده است؛ هر دو گروه می‌خواهند که خود را در آینه‌ی دیگری بهتر و بیشتر بشناسند و از آن‌چه هستند، لذت بیشتری ببرند. به عبارت دیگر، می‌توان گفت که تزریق اعتماد به‌نفس به جامعه بومیان، چیزی نیست که فقط از طرف یک عنصر بیرونی بخواهد اتفاق بیفتد، هر دو طرف ـ ما و آن‌ها ـ در این مسیر گام برداشته‌ایم.
 
اما همان‌طور که حتما می‌دانید، برنامه‌های خوب اگر با حمایت‌های لازم همراه نباشند، به مرحله اجرا نمی‌رسند. این برنامه‌ها که به آن اشاره کردید، در کیش و در شرایطی که موج تازه‌ای از مهاجرت‌ها به سمت پایگاه‌های جمعیتی مرکز کشور آغاز شده، تا چه حد پاسخگوست؟
بهتر است بپرسیم که چرا تا به حال کمتر به این بحث‌ها و به قول شما برنامه‌ها پرداخته نشده! دلیل این امر از نظر من، نبود یا اجرای نادرستِ یک برنامه آمایش ملی منسجم و متمرکز است. کارِ برنامه‌های آمایشی این است که ظرفیت‌های مناطق مختلف کشور را به درستی ارزیابی کرده و به مدیران بگوید که چطور می‌توان از این ظرفیت‌ها، تولید ثروت انجام داد و آن منطقه را با سرمایه‌ی خودش به سمت توسعه پایدار هدایت کرد. این عجیب است که ظرفیت‌های دریایی، بندری، جزایر و... در جنوب کشور باشد و این اندازه محرومیت و شاخصه‌های عقب‌افتادگی در آن دیده شود. عجیب‌تر این است که در حوزه پژوهش تا این اندازه استان‌های ساحلی کشور دچار مشکل هستند و کمتر شاهدیم که اسناد پژوهشی قابل اتکا در زمینه‌ی مسائل راهبردی خود داشته باشند. شاید به همین خاطر بود که این معاونت از ابتدای فعالیت خود تصمیم گرفت بحث کیش‌پژوهی را مطرح و با جدیت به آن ورود پیدا کند. در قدم اول ما از نویسندگان، پژوهشگران و بومیانی که در فرآیند خلق پژوهش‌های مبتنی به کیش نقش داشتند، دعوت به عمل آوردیم تا باب گفت‌و‌گو و آشنایی باز شود و وجوه زندگی این افراد به جامعه‌ی کیش بازمعرفی شود. یک گام جلوتر، تاسیس انجمن کیش‌پژوهان در دستور کار قرار گرفت تا با شبکه‌سازی، علاوه بر تولید مستمر ادبیات در حوزه کیش، برای انتشار مستمر این پژوهش‌ها دست به کار شویم. نکته‌ای که این ایده را تقویت کرد، شکل‌گیری مفهوم روزنامه‌نگاری شهروندی بود که امروزه در موبایل خلاصه می‌شود. ایده‌آل ما این است که شبکه فضای مجازی جزیره را غنی کنیم و با بالا بردن سطح سواد رسانه‌ای آن‌ها، به آن جهت بدهیم تا در سطح بین‌المللی برای روایت‌سازیِ درست و فاخر کیش قدم بردارد. تا به حال دو جلسه با افرادی که احساس می‌کردیم به نوعی صاحب مرجعیت اجتماعی در کیش هستند، دیدار داشته‌ایم و گفت‌و‌گوهای سازنده‌ای هم انجام شده است.

 

این گفت‌‌وگوها در چه زمینه‌ای بوده؟

عموما مصداقی و بر اساس این ایده که اگر محتواسازی انجام شود، راهِ افراد تاثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی برای معرفی کیش واقعی و تاثیرگذاری روی جامعه هدف هموارتر خواهد بود. به عنوان مثال، توسعه زیرساخت‌های جزیره یکی از موضوعات مطرح شده در این جلسات بوده. به افراد نشان داده‌ایم که ظرفیت فعلی تولید برق کیش، چند مگاوات است و اگر قرار باشد جزیره به سقف ظرفیت‌های گردشگری خود برسد، به چه میزان مگاوات برق نیاز دارد. اگر فضای مجازی ما با واقعیت‌های جزیره آشنا شود، اولا به مسائل اساسی‌تر می‌پردازد و ثانیا گفت‌و‌گوهای عالمانه بین اَدمین‌ها و مسئولان جزیره شکل می‌گیرد. در یکی دیگر از این جلسات، بحث توسعه ظرفیت‌های ارتباطی جزیره مطرح شد و در قدم بعدی بناست از محیط زیست به عنوان ظرفیت بکری در حوزه شبکه‌های اجتماعی حرف بزنیم.

 

به موضوع کیش‌پژوهی بپردازیم. اصولا آیا جزیره کیش زیرساخت‌ها یا ظرفیت‌هایی در این زمینه دارد؟

تا دلتان بخواهد؛ منتها از این ظرفیت‌ها کمتر استفاده شده یا به درستی هدایت نشده است. ما در این جزیره بیش از شش هزار دانشجو در مراکز علمی و دانشگاه‌ها داریم که 71 درصد از آن‌ها در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا تحصیل می‌کنند. استفاده از ظرفیت پایان‌نامه‌های این افراد در فرآیند کیش‌پژوهی، یک قدم بسیار بزرگ در حوزه تولید ادبیات کیش‌پژوهی است و ما این را آغاز کرده‌ایم. بر اساس این آمارها، اگر بتوانیم علائق دانشجویان را به سمتی ببریم که به نیازهای جزیره کیش نزدیک‌تر باشد، هم نسل تازه‌ای از پژوهشگران و جزیره‌شناسان را تربیت کرده‌ایم و هم از سیل عظیم علمی جزیره برای رفع نیازهای علمی و پژوهشی منطقه، خوشه‌چینی کرده‌ایم. ایده‌ی استفاده از رسانه‌های چاپی، خصوصا فصل‌نامه‌های علمی و تخصصی هم جای خود را دارد. اخیرا پایان‌نامه‌ای به دستمان رسید که روی تاریخ معماری کیش در فاصله‌ی سال‌های 51 تا 57 کار کرده بود. از طریق آن دانشجو با مجله‌ی «معمار» آشنا شدیم و در نهایت توانستیم یک شماره از این فصل‌نامه علمی و تخصصی را به معماری کیش اختصاص دهیم. این قدمِ بزرگی برای شناخت کیش و گشودن درهای تازه برای پژوهشگرانی است که می‌خواهند روی تاریخ و آینده این جزیره کار کنند. در کنار این هدف، هدف بزرگ‌تری هم داشتیم. می‌خواستیم در جهت ارتقای اعتماد به‌نفس به جامعه بومیان جزیره، آن‌چه را که خود دارند نشانشان دهیم و غیرمستقیم به آن‌ها بگوییم که ثروت این جزیره خود شما هستید. واقعا هم ثروت این جزیره بی حد و اندازه است و نشانه آن، عمری است که محققان و پژوهشگران بسیار، صرف شناخت آن کرده‌اند.

 

ساختار اجتماعی جزیره چقدر تحت تاثیر این اقدام‌ها قرار گرفته؟ آیا توانسته‌اید این ایده‌ها و برنامه‌ها را به توده مردم، خصوصا جامعه غیربومیان هم انتقال دهید؟

ببینید، در حوزه افزایش اعتماد به‌نفس جامعه بومیان، ما یک برنامه مهم برگزار کردیم که ذکرش در این‌جا مفید است. امروز ما رویدادهای مهم جزیره را به بافت سنتی کیش منتقل کرده‌ایم. به عنوان نمونه، نشست شعرا که عموما در سالن‌های مدرن امروزی برگزار می‌شد، الان مدتی است که در بافت تاریخی و مکان‌های بومی جزیره برگزار می‌شود. در این راستا مثلا رویداد شب‌های فرهنگ و هنر را در شهر تاریخی حریره برگزار کرده‌ایم. جهت‌گیری استفاده از فضاهای طبیعی و جغرافیایی‌ جزیره اکنون به طور کامل عملیاتی شده و بسیاری از نقاط مهم جزیره به مکان برگزاری رویدادها بدل شده است؛ از کشتی یونانی گرفته تا سنِ آوای خلیج. حتی به صدا و سیما هم پیشنهاد کرده‌ایم که از استودیو خارج شود و بیرون بیاید. این جزیره تمامش لوکیشن است و با تقویت سیستم‌های فنی می‌شود برنامه‌های صدا و سیما را در گوشه گوشه‌ی کیش ضبط و پخش کرد. از آن طرف، مهمانان ملی جزیره هم راهنمایی شدند که از بافت قدیمی کیش دیدن کنند و عجیب این‌که استقبال فوق‌العاده‌ای هم از این طرح شد. می‌خواهم بگویم که باید این اعتماد به‌نفس در دل خود یک جریان اقتصادی هم تولید کند تا بومیان بتوانند با استفاده از آن، هم سطح معیشتی خود را بالا ببرند و هم آن خودآگاه تاریخی در درونشان فعال شود.

 

نقش دریا در این برنامه‌ریزی‌ها کجا و چگونه تعریف می‌شود؟

من معتقدم که کیش یک ماموریت اصلی دارد و آن هم بحث گردشگری است. ما برای گردشگران دو نوع جاذبه مهم تعریف کرده‌ایم؛ جاذبه‌های گردشگری طبیعی و جاذبه‌های گردشگری فرهنگی. در مورد جاذبه‌های طبیعی، از نعمت‌های خدادادی کیش باید سخن گفته شود که به احتمال زیاد به بخش‌هایی از آن اشراف دارید. اما در مورد جاذبه‌های فرهنگی کمتر سخن گفته شده. از دیدگاه من، اصلی‌ترین جاذبه فرهنگی کیش، بومیان آن است و هر چیزی که به نوعی به این جامعه متصل باشد. در فرآیندی که با اعتماد به‌نفس دادن به جامعه بومیان همراه باشد، تمام وجوه زندگی آن‌ها، در مسیر گردشگری پایدار و مبتنی به فرهنگ قابل عرضه خواهد بود؛ دریا، پوشش‌های محلی، غذاهای سنتی، سنت‌ها و آداب و رسوم، بازی‌ها، سنت‌های مذهبی و... . برای انجام چنین پروژه بزرگی به نظرم نیاز داریم که در کیش هم برنامه‌ای هم‌چون برنامه‌ی «نور و صدا»ی تخت جمشید اتفاق بیفتد. اما در کنار تمام این جاذبه‌ها، ما اصلی‌ترین جاذبه کیش را نباید از یاد ببریم که می‌شود به آن عنوان «جاذبه‌های دریاپایه» داد. توسعه گردشگری کیش، جز از راه توجه به جاذبه‌‎های دریاپایه، غیرممکن به نظر می‌رسد. اگر ما حکایت سعدی از کیش را از حالت روایی و نوشتاری آن دربیاوریم و به یک سفر واقعی بدل کنیم، می‌دانید اثرگذار است؟ سیاست‌گذاری در حوزه توسعه گردشگری، صرفا افزایش مال‌ها، رستوران‌ها و هتل‌ها نیست. هنوز هم اگر هتل داریوش یا هتل شایان مورد توجه گردشگران هستند، به این خاطر است که این‌ها با آب و دریا ارتباط بدون فاصله دارند. نقطه تمایز کیش با دیگر جزیره‌های خلیج فارس همین است و اگر بخواهد اتفاقی در صنعت و تجارت این جزیره بیفتد، باید با استفاده از همین ظرفیت هویتی باشد. در حال حاضر گردشگری کیش از دریا استفاده حداقلی می‌کند و اگر بخواهم بی‌پرده بگویم، برنامه‌ای برای استفاده گسترده از دریا و مفهوم جاذبه‌های گردشگری دریاپایه وجود نداشته و حالا که ما در این زمینه قدم‌هایی را برداشته‌ایم، بیش از هر چیز به مطالعه، گزارش، آموزش، زیرساخت و فرهنگ‌سازی نیاز داریم.

 

اما ساختار سازمان منطقه آزاد کیش، بخشی برای پژوهش داشته است. آیا نمی‌توانید از ماحصل تجربیات آن 

استفاده کنید؟

متاسفانه یک اشتباهی که در ساختارهای پژوهشیِ جزیره وجود دارد این است که این ساختارها بیشتر ناظر به رفع نیازهای سازمان منطقه آزاد کیش بوده‌اند نه خودِ جزیره. این ساختار نیاز به تغییر دارد و خیلی علاقه‌مندیم که بتوانیم یک ساختار پژوهشی قوی در معاونت فرهنگی ایجاد کنیم که متکفل این بحث بشود. بیشترین فعالیت‌های پژوهشی که در حوزه کیش صورت گرفته، عملا در پایان دهه‌ی 70 است که می‌بینیم تاریخ شفاهی کیش در چهار جلد و کتاب‌شناسی کیش در یک جلد در همین دوره به چاپ رسیده اما بعد از آن، این روند متاسفانه متوقف شده است. یکی از اولین اقداماتی که در این معاونت انجام شد، آغاز به کار تالیف دانشنامه‌ی کیش در دو جلد (یک‌هزار و 200 صفحه) بود که امیدواریم این مجموعه در کنار انجمن کیش‌پژوهان بتواند به عنوان یک سند ماندگار در حوزه کیش‌شناسی در تاریخ معاصر باقی بماند. به موازات آن، جمع‌آوری اسناد تاریخی کیش آغاز شده که آن هم امیدوارکننده است.

 

عجیب است، چون برآوردها نشان می‌دهد به خاطر وضع اقتصادی خوب کیش، باید فعالیت‌های گسترده‌ای در این زمینه انجام شده باشد!

می‌دانید، علت این برداشت به این خاطر است که در طول سال‌های اخیر، تعرض به نام خلیج فارس، باعث شده فعالیت‌های پژوهشی و مطالعاتی گسترده‌ای در حوزه جنوب کشور شکل بگیرد، اما به نظر می‌رسد بسیاری از پژوهش‌های این‌چنینی امروز زیر نام خلیج فارس قرار گرفته‌اند، درحالی‌‎که باید در این مسیر با آرامش بیشتر رفتار می‌کردیم و به هویت‌هایی که سازنده هویت خلیج فارس بوده‌اند نیز توجه می‌داشتیم. به عنوان مثال، مگر هویت خلیج فارس، چیزی جز هویت و تاریخ بنادر سیراف و کنگ است؟ آیا مردم ما به اندازه‌ای که خلیج فارس را می‌شناسند، سیراف را هم می‌شناسند؟ آیا به اندازه‌ای که کتاب در زمینه خلیج فارس نوشته شده، درباره کیش هم آثاری داریم؟ درحالی‌که برای اثبات خلیج فارس از ظرفیت‌های هویتی زیرمجموعه خلیج فارس شامل جزایر استفاده زیادی شده اما نام این جزایر و شیوه‌های زیست و هویت‌های بومی آن‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

 

به عنوان پرسش آخر این سئوال را می‌پرسم که آیا طراحی مسیرِ آینده کیش تا این میزان که شما به آن اشاره کردید، به شناخت گذشته و سنت این جزیره هم وابسته است؟

بی‌شک. نگاهی به فعالیت‌های پژوهشی در حوزه کیش نشان می‌دهد که ما چقدر نسبت به تاریخ شفاهی این جزیره غفلت داشته‌ایم. تجربه اندوخته‌ای حاصل نسل‌های بسیاری که در این اقلیم زندگی کرده‌اند وجود داشته که اگر مدیری آن را بشناسد، تاریخ این سرزمین را درک کند، بومیانش را به درستی بشناسد، بازار و شیوه‌های تجارت را بیاموزد و... به اشرافی جدی در زمینه مدیریت آینده خواهد رسید. تاریخ شفاهی کیش از دهه‌ی 80 تقریبا مسکوت مانده بود و ما امیدواریم با مجموعه این تلاش‌ها در معاونت فرهنگی بتوانیم اندکی از آن را زنده کنیم تا چراغ راهی برای آیندگان باشد. باید دید که در این دوره ما چه توشه‌ای برای دوران‌های بعد به جا خواهیم گذاشت. همین که بتوانیم در تاریکی مسیر پیش رو، چراغی از گذشته را بیفروزیم، یک قدم بزرگ است و این کار بدون شناخت دقیق کیش از تمام جنبه‌های آن، ممکن نیست.

 

۲۶ آذر ۱۳۹۷ ۱۱:۱۱
کد خبر : ۴۴,۶۹۲
کلیدواژه ها: شماره 260 

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید