ورود 4 کشتی حامل نهاده های دامی از ابتدای مهرماه امسال در بندر چابهار/ تخلیه و بارگیری کالای اساسی؛ مهم ترین اولویت بندر چابهار/ لزوم توجه دولت به افزایش جریان مبادلات کالایی در چابهار برگزاری جشن هفته وحدت در بندر چابهار ارتقای ارتباطات دریایی کشور در گرو تکمیل و اجرای طرح جامع/ روند مثبت پیشرفت پروژه های زیرساختی بندر چابهار اولین جلسه کمیته مخابرات دریایی بنادر جنوبی کشور در بندر چابهار افزایش 63 درصدی عملیات تخلیه و بارگیری کالا در بندر چابهار نرم مثبت تخلیه و بارگیری کالاهای اساسی در بندر چابهار/بارگیری و خروج 70 درصد کالاهای اساسی تخلیه شده مانور امداد و نجات و اطفای حریق شناورهای سنتی در بندر چابهار برگزار شد پهلوگیری 6 کشتی حامل 340 هزار تن کالای اساسی در بندر چابهار/ خروج روزانه 2500 تن کالا از بندر چابهار برگزاری مانور آمادگی مقابله با آلودگی نفتی در بندر چابهار تسهیلات ویژه به خطوط کشتیرانی و سرمایه‌گذارانی که کالای صادراتی و وارداتی خود را از طریق چابهار عبور دهند/ شناسایی فرصت های سرمایه گذاری در بندر شهید بهشتی چابهار/ عزم خوبی برای رونق چابهار شکل گرفته است
ایرانیان باستان از دیرباز، به دریانوردی و سیر و سفر و بازرگانی در دریای چین و هند نام‌آور بوده‌اند. دریا در اندیشه‌ی ایرانیان همواره منبع ثروت و نعمت و بزرگراه ترقی و بالندگیِ بازرگانی و یکی از راه‌های شایسته‌ی رفت و آمد ملت‌ها و مسیر هموار برای گفت‌وگوی تمدن‌ها بوده است. ایلامی‌ها، پارسی‌ها، بابلی‌ها و فنیقی‌ها برجسته‌ترین اقوام در میان ملت‌های باستانی بوده‌اند که در اقیانوس هند به دریانوردانی پیشتاز و آگاه اشتهار یافته بودند.
دریانوردی در روزگار باستان روی کشتی‌هایی انجام می‌گرفت که با امکانات ابتدایی و محدود ساخته می‌شد و سفر بر ناوگانی این‌چنین، مستلزم بی‌باکی و شجاعت مسافر و داشتن رهبانی آزموده، خردمند و دلاور بود.
شرط نخستین برای دریانوردی در آن دوران، علاوه بر آشنایی کامل به راه‌های دریایی و شناخت جزایر نامریی که ممکن بود کشتی‌ها را در هم شکند، آگاهی بر دانش ستاره‌شناسی و شناخت جریان بادهای شایست و نشایست و هنگام وزش آن بادها بود. ناوخدایانی که پیروز و کامیاب، بارها به رهپویی‌های دریایی پرداخته بودند، برای راهنماییِ نوسفران دفترهایی می‌نوشتند که «رهنامه» نامیده می‌شد. دریانوردان ایرانی، چون محمد فرزند شادان سهل پسر آبان و محمد پسر بابشاد از پیشاهنگان رهنامه‌نویسی بوده‌اند.
این رهنامه‌نویسان یا رهبانان پیروز را به دلیل شیردلی و کامیابی، شیر دریا نیز می‌نامیدند. در فرهنگ و زبان ما ایرانیان به کسانی که به آرزوی خود می‌رسند نیز شیر گفته می‌شود، چنان‌که مرحوم نشاط اصفهانی در جایی می‌فرمایند:
حکیم گنجه دانای گهرسنج
که دارد گنج گوهر از سخن پنج
به وقتی گفت بهر عذر تقصیر
اگر دیر آمدم شیر آمدم، شیر 
یکی از این شیرانِ کامیابِ دریانورد، شهاب‌الدین احمدبن ماجد معروف به ابن ماجدِ بندر کنگی نویسنده کتاب «الفوائد فی اصول علم البحر و القواعد» و سراینده‌ی اُرجوزه‌ی برّ العرب و العجم فی خلیج فارس است.
نویسنده در فایده‌ی نخستین کتاب «الفواید» به شرح زیر خود را چهارمین شیر از شیران دریانورد می‌داند و در این‌باره این‌چنین می‌گوید: «مصنف کتاب شهاب‌الدین احمدبن ماجد که رحمت خداوند و آمرزش خداوندی بر او باد که او چهارمین شیر است پس از شیران سه‌گانه و آن شیران سه‌گانه محمد پسر شادان و پسر کهلان و سهل بن آبان بوده‌اند و هر سه شایستگیِ لقب شیر را داشتند.»
این اُرجوزه، به دلایل عدیده، یکی از رهنامه‌های بسیار ارزنده برای شناخت بنادر و جزایر خلیج فارس و آگاهی از چگونگی دریانوردی در سده‌ی نهم مه‌گردی (قمری) و آشنایی با پیشینه‌ی بندرهای آبادان یا ویرانه‌ی امروزی و شناخت سرعت و خط سیر کشتی‌ها و رهپویان دریایی است. در این منظومه، ابن ماجد راه‌ها و فواصل دریایی، شهرهای کنار دریا و بندرهای مهم آن روزگار و جزایر آباد و پر اهمیت و پر جمعیت را نام برده است. این منظومه با توصیف از بندر بصره این‌گونه آغاز می‌شود.
یا طالقاً من آخر الفرات
والبصره الفیحاء خُذ، وصاتی
ترجمه: ای کسی که از آخر رودخانه‌ی فرات و شهر بزرگ بصره جدا می‌شوی، سفارش‌های مرا یاد بگیر یا به خاطر بسپار.
پس از این‌که از بندرگاه خیران در کویت نام می‌برد، به توصیف جزیره خارگ می‌پردازد و از آن‌جا به کناره‌های دریای پارس و دریابار خوزستان و بندرگاه‌های ایراهستان یا دشتستان و لارستان فارس نیز نظری انداخته و از بندرهایی چون ماشور یا ماه پول (ماه چولِ) ابن بطوطه و بهرکان و ریشهر و گناوه و شط بنی‌تمیم و بوشهر و خورهای تنگستان و دشتی و کوه‌های روزبند سخن می‌گوید. پس از آن بهترین، کوتاه‌ترین و کم‌خطرترین راه دریایی را برای رفتن به بحرین از برابر کوه‌های روزبند یا کوه‌های خورموج و دشتی و راه بازگشت از بحرین به سوی بندرگاه دشتی توضیح می‌دهد.
سپس از خور زیارت یا بندر زیارت و بردستان نام برده و بردستان را امیرنشین مناطق ساحلی فارس در آن دوران می‌داند و نیز سیراف و بند حسّان و راه‌های دریایی را که از سیراف به بحرین و دیگر مناطق و جزایر خلیج فارس و سایر بندرگاه‌های اقیانوس هند به‌وسیله آن رفت و آمد می‌شده است، برای دریانوردان معرفی می‌کند. در این مقاله ما نیز تلاش می‌کنیم که براساس ارجوزه‌ی ابن ماجد، بندرها و لنگرگاه‌های باستانی دریابار پارس یا ایراهستان را از سیراف تا مهروبان بررسی کنیم.
ابن ماجد در پایان کتاب «الفواید فی اصول علم البحر و القواعد»، ارجوزه‌ای در 99 بیت سروده است. در این منظومه، نویسنده علاوه بر ذکر جزایر خلیج فارس، بندرهایی را که در شمال و جنوب خلیج فارس واقع شده، به اختصار نام برده است.
منظومه‌ی ابن ماجد با توصیف از بندر بصره در آخرین نقطه‌ی شمالیِ خلیج فارس با ابیات زیر آغاز می‌شود:
یا طاقاً من آخر الفرات
والبصره الفیحا، خذوصاتی
و اخرج علی اسم الله بالترتیب
عن جمله الخیران الجنوب
واجر من هنایوماً بل اقل
لنحو خارج فی الثر یالم یزل
تا آن‌جا که سخن از خشکی به میان می‌آورد که در دست چپ ناخدایی قرار می‌گیرد که از بصره به سوی جنوب به راه افتاده است و از دریابار پارس در قرن نهم این‌گونه یاد می‌کند:
تاتیک ماشور و بهرکان
ایضاً و لولتین بالاتقان
واجری من خارج الی ذی شهر
ذامین فی الاکلیل اعزم واجری
هناک تری حنا به کن علیم
و بعد شط بنی‌تمیم
ثم ابوشهرتریو الاخوار
این شئت تدخل استعمل اشواری
فی مطلع السهیل و الحمار
لروز بند فاعرب المجاری
و بعدها رأس دقیق بیدی
فی الغرب من جبال روز بندی
فاول ما تلتقی الزیاره
و بعد بردستان بالاماره
ادخل تدافاً باشمال الغامر
و ان یکن واطی فظل سایر
لبطن سیراف و بند حسان
و مل علیهم و اعرف المکان
ترجمه‌ی ابیات به‌طور خلاصه به شرح زیر است:
نخستین جایی که در ساحل خوزستان و فارس می‌بینی، بندر ماشور یا معشور و سپس ری‌شهر و بهرکان است، و چون از خارگ بیرون شوی، نخست به ری‌شهر خواهی رسید و پس از آن گناوه و شط بنی‌تمیم (رودخانه دالکیِ دشتستان) را خواهی دید. بعد از آن بوشهر است و پس از بوشهر به چند خور برخورد خواهی کرد. ابن ماجد در این‌جا از کوه‌های روزبند یا بندرودی یا بندروزی در لهجه‌ی مردم دشتی یعنی رشته‌کوه‌های شرقی سخن می‌گوید. در ادامه از بندر زیارت با خور زیارت یاد می‌کند و امیرنشینیِ دریابار پارس را در قرن نهم بندر بردستان می‌داند. پس از آن از سیراف و بند حسان یا بندر ناوبندِ کنونی نام می‌برد.
شکی نیست که ناخدایی فرزانه مانند ابن ماجد تمامی خورها و بندرهای ساحل شمالی خلیج فارس را کاملا می‌شناخته و اگر نامی از بنادر کوچکی یا خورهای دیگر نمی‌برد، نه از ناآگاهی او بوده بلکه در منظومه‌ای کوتاه، میدان طرح نام و نشانی دیگر مناطق کوچک‌تر نبوده است.
قصد ما در این مقاله اهداف زیر است:
1ـ چرا در قرن نهم، ابن ماجد از بندرهای باستانی همچون بندر مهروبان با ماهی‌روبان در شمال بندر دیلم، شینیز در شمال بندر گناوه، سیف یا شیف در شمال بندر بوشهر، و نجیرم در شمال بندر سیراف سخنی به میان نیاورده است.
2ـ بررسی وضعیت بنادری که در منظومه‌ی ابن ماجد از آن‌ها یاد شده است، به قدر امکان، در گذشته و حال.
3ـ شناسایی خورها و بندرهایی که در اطلس‌های جغرافیایی موجود یا از آن‌ها نام نبرده‌اند یا این‌که نامشان به تحریف ثبت شده است، درحالی‌که هر کدام در یک برهه‌ی زمانیِ خاص از نظر اقتصادی دارای موقعیتی برجسته بوده‌اند و نقش آن‌ها در زندگی مردم دشتستان و دشتی و تنگستان بسیار حائز اهمیت بوده است. و در صادرات و واردات کالا نیز موقعیت ممتازی داشته‌اند.|
 
* بخشی از یک مقاله‌ی بلند
 
منابع:
1ـ کلیات نشاط اصفهانی، چاپ سنگی، ص 35
2ـ ابن ماجد، «الفوائد» ترجمه‌ی احمد اقتداری، صص 192 و 193
3ـ احمد اقتداری، خلیج فارس، صص 81 و 106
4ـ ابن بلخی، فارسنامه، ص 150
5ـ ناصرخسرو قبادیانی، سفرنامه، ص 115
6ـ استخری، مسالک والممالک، ص 141
7ـ پاول شوارتس، جغرافیای تاریخی فارس، ص 96
8 ـ مقدسی، احسن‌التقاسیم، صص 190 و 394
9ـ یعقوبی، ص 281
10ـ سیدعلی کاتبی، مرات‌الممالک، صص 43 و 44
11ـ ژان دیولافوا، ایران (کلد شوش)، جلد اول، صص 497 و 4
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ۱۴:۴۱
کد خبر : ۴۶,۶۶۳

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید