ارتقای ارتباطات دریایی کشور در گرو تکمیل و اجرای طرح جامع/ روند مثبت پیشرفت پروژه های زیرساختی بندر چابهار ایجاد مناطق آزاد به منظور حمایت و پشتیبانی از فعالیت های بنادر است/ ضرورت ایجاد مسیرهای ریلی به منظور دسترسی هرچه بهتر به بندر چابهار توسعه بندر چابهار، پیشانی توسعه سواحل مکران/اتصال بندر چابهار به خطوط ریلی در طرح جامع لحاظ شده است اولویت ایجاد مزیت و جاذبه اقتصادی با رویکرد زنجیره حمل و نقل در بندر چابهار / پروژه های زیربنایی در بندر شهید بهشتی به سرعت تکمیل شود/ تعمیرات اساسی و استانداردسازی انبارها به سرعت و قدرت آغاز عملیات اجرایی بلندترین برج کنترل ترافیک دریایی بنادر در بندر چابهار/ بهره بر داری از ایستگاه جزر و مد سنجی و هواشناسی بندر شهید بهشتی/ استقرار تجهیزات ناوبری و الکترونیکی در برج کنترل ترافیک دریایی بندر چابهار ضرورت تعامل بیشتر هند برای عبور از چالش های همکاری در بندر چابهار ارسال سومین محموله ترانزیتی کشور افغانستان/ محصولات استان کرمان از طریق بندر چابهار صادر شد بندر چابهار؛ قابلیت پذیرش کشتی های سایز بزرگ را دارد/ بندر چابهار با برخورداری از تجهیزات مدرن و پیشرفته، پاسخگوی خطوط لاینری است‌ اشتغال 1050 نفر در شرکت های سرمایه گذاری و عمرانی بندر چابهار هیچ نیرویی در حوزه بهداشت و درمان بندر چابهار جذب نشده است
این روزها، دیپلماسیِ سیاسیِ ما دوره‌ی سخت و منحصربه‌فردی را تجربه می‌کند. زیستن در چنین حال و هوایی، خواه‌ناخواه، دیگر حوزه‌ها را نیز تحت شعاع خود قرار می‌دهد. از این رو، دست و پنجه نرم‌کردن با شرایط ناجوانمردانه‌ای که امروزه‌روز بر اقتصاد ما سایه انداخته (همراه با تنگناهای اقتصادیِ خروج ترامپ از برجام و سیاست‌های خودسرانه‌اش)، شاید بیش از همیشه، ضرورت دیپلماسیِ اقتصادی را به ما گوشزد کند؛ نوعی دیپلماسیِ اقتصادی که بتواند جایگزینی برای انسدادهای سیاسی هم باشد.
در چنین شرایطی، و با رویکرد جنایتکارانه‌ی ترامپ و دولت آمریکا که برخلاف ادعاهای عوام‌فریبانه‌شان تنها معیشت و زندگی مردم ما را نشانه گرفته است، یکی از مواردی که اهمیت خود را بیشتر نشان می‌دهد، تهیه و تامین کالاهای اساسی و تنظیم بازار است که بیش از پیش نقش حیاتی و اهمیت بنادر کشور و در راس آن سازمان بنادر و دریانوردی را به عنوان یکی از متولیان اصلی در زنجیره حمل‌ونقل کالا پررنگ می‌سازد. از این رهگذر، تمام نگاه‌ها معطوف به سازمان بنادر و دریانوردی و ناوگان دریایی کشور شده است که در صف نخست رویارویی با تنگنا‌های اقتصادی قرار دارند. بنادر امام‌خمینی(ره)، شهیدرجایی، شهیدباهنر، چابهار، بوشهر، انزلی، نوشهر، خرمشهر، آبادان و لنگه از مهم‌ترین این بنادر هستند که نقشی ویژه در واردات و تامین کالاهای اساسی برعهده دارند. البته که سهم دو بندر امام‌خمینی(ره) و شهیدرجایی در این میان بیش از دیگر بنادر است، به‌طوری‌که بندر امام خود به تنهایی وارداتِ حدود 80 درصد کالاهای اساسی را پذیراست و در سه‌ماهه‌ی اول سال جاری، رشدی 78 درصدی را تجربه کرده است.
در همین روزها و ماه‌ها، آن‌هم در شرایط خاصی که بر اقتصاد کشور حکمفرماست، تلاش مضاعف و شبانه‌روزی بنادر کشور سبب شده که مسئولان و فعالان اقتصادی از عملکرد سازمان بنادر و دریانوردی در تخلیه و بارگیری کالا رضایتی حداکثری داشته باشند. نگاهی به اظهارات ماه‌های اخیر مسئولان ارشد کشور هنگام بازدید از بنادر، گواه این مدعاست: «ترخیص کالا‌های اساسی از بنادر به صورت لحظه‌ای انجام می‌شود و مشکلی در این زمینه وجود ندارد. خوشبختانه به دلیل حساسیتی که در حوزه کالا‌های اساسی وجود دارد، شاهد حمل و ترخیص یکسره‌ی کالا هستیم، به گونه‌ای که کالا‌ها دیگر به انبار منتقل نمی‌شوند و بلافاصله پس از تخلیه، از گمرک ترخیص شده و به مقصد نهایی ارسال می‌شوند. از آن‌جا که سازمان بنادر و دریانوردی در جهت تسهیل در ترخیص کالا عمل می‌کند، ضرورت دارد که سایر ارگان‌ها نیز چنین همکاری را داشته باشند. واردات کالا به کشور جریان مناسبی دارد و این نشان‌دهنده‌ی گفتمان خوب سازمان بنادر با بنادر سایر کشور‌هاست.»
ورود همزمان کشتی‌ها با کالاهای متعدد به بنادر کشور ـ به‌خصوص بندر امام ـ باعث شده است که این بنادر با صفی از کشتی روبه‌رو شوند و «صدها هزار تن ذرت، روغن خام، سویا، کلزا، نهاده‌های دامی، شکر خام و سایر مایحتاج اساسی [در این بنادر] در نوبت پهلوگیری یا در حال تخلیه» قرار گیرند و به تبع آن «صف کامیون‌های متقاضی بارگیری محمولات وارداتی در بندر به نحو قابل توجهی نسبت به ماه‌های قبل افزایش یابد»، به‌طوری‌که مجتمع بندری امام‌خمینی‌(ره) با افزایش 85 درصدی ورود کشتی‌های حامل کالای اساسی روبه‌روست و با دراختیار داشتن 11 هزار هکتار، وسیع‌ترین منطقه ویژه اقتصادی کشور به شمار می‌رود. گندم، برنج، لبنیات، قند، شکر، چای، روغن نباتی، گوشت سفید و قرمز، تخم‌مرغ، انواع میوه و حبوبات برخی از مهم‌ترین کالاهای اساسی هستند.
 
کاغذ هم کالای اساسی است!
در شماره‌ی نخست امسال «بندر و دریا»، اشاره‌ای خیلی گذرا کردیم و گریزی زدیم به بحران بی‌سابقه‌ای که دامان مطبوعات و صنعت نشر را گرفته و نفس‌هایش را به شکل غم‌انگیزی به شمارش انداخته. در آن روزهای نوبهاری گفتیم که کامتان را تلخ نکنیم و نگوییم از اختاپوسی که بر جان مطبوعات چنگ انداخته است و دیر نیست که این بیمارِ رو به احتضار را از پای درآورد. (و البته که در شرایط فعلیِ اقتصادی، نشریه و روزنامه‌ی دولتی و خصوصی هم نمی‌شناسد.) در جامعه‌ای که سرانه‌ی مطالعه در آن 6 دقیقه برآورد شده است (که از این میزان، 4 دقیقه برای مطالعه‌ی کتب درسی و 2 دقیقه برای مطالعه‌ی کتب غیر درسی برآورد شده)، به‌حتم بحران کاغذ و مقوا و زینک و مرکّب، می‌تواند تاثیری چشمگیر بر پایین‌آمدن سرانه‌ی آن بگذارد. می‌شود مثالِ «گُل بود، به سبزه نیز آراسته شد»! افزایش قیمت بی‌سابقه‌ی کاغذ و مقوا و زینک و مرکّبِ چاپ چنان بود که برای مثال هر بند کاغذ 80 هزار تومانی را در مدت‌زمانی کوتاه به بالای 500 هزار تومان رساند! سایر اقلام هم همین‌طور.
کوتاه این‌که، در این شرایط و برای مهار این غولِ بی یال و دُم و اِشکم، مقرر شد تمهیداتی اندیشیده شود و بار دیگر موضوع کالای اساسی‌بودنِ کاغذ، عملیاتی و اجرایی شود. اواخر فروردین‌ماه امسال بود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار پیامی در صفحه‌ی توئیتر خود، نوشت: «‏کاغذ در لیست کالاهای اساسی چون مواد غذایی و دارویی قرار گرفت و از تفاوت ارزی، که دولت تامین می‌کند، برخوردار خواهد شد. برای ناشران، نویسندگان و اصحاب مطبوعات، خبر خوشایندی است که دولت نیاز فرهنگی را چونان غذا و دارو برای کشور مهم 
و اساسی می‌داند.»
دو هفته‌ای از این توئیت و به زعم آقای وزیر فرهنگ خبر خوشایندی که خود نویدش را داد نگذشته بود که بحران کاغذ در کشور و نابسامانی بیش از پیش بازار، این‌بار معاون اول رئیس جمهور‎ی را وادار به مصاحبه کرد و در جمع خبرنگاران گفت: «از نظر دولت، تهیه کاغذ مشابه کالاهای اساسی است. ما ‏چندین قلم را‌ سال گذشته به‌عنوان کالای اساسی در نظر گرفتیم که در هر شرایطی بتوانیم آن را تهیه ‏کنیم؛ چون آحاد جامعه به آن نیاز دارند. در بین آن‌ها کاغذ هم است. کمترین نرخ ارز را ‌سال گذشته به ‏کاغذ اختصاص دادیم. در این میان عده‌ای ارز 4200 تومانی دریافت و کاغذ وارد کردند و در آن شبکه‌ای ‏که وزارت ارشاد در نظر داشت آن را توزیع نکردند. این مورد تا آخر پیگیری خواهد شد و برخورد می‌شود.»‏ باز هم کارگر نیفتاد!
اردیبهشت بود و روزهای نمایشگاه بین‌المللیِ کتاب که ناشرانِ به ستوه آمده از بحران بی‌سابقه‌ی کاغذ، فرصت را غنیمت شمرده و در بازدید معمول هرساله‌ی رهبری، دادِ خود را نزد ایشان بردند. رهبری که از این مسئله بی‌خبر نبودند، گفتند: «صورت‌وضعیت نشان‌دهنده‌ این است که مردم هنوز کتاب می‌خرند و برای خواندن می‌خرند. دنیای کتاب دنیای پیچیده‌ای است و این نکته‌ای است که آقای صالحی [وزیر ارشاد] باید توجه کند. باید مسئله‌ کاغذ را حل کرد. این‌طور نمی‌شود. وزیر فرهنگ و وزیر صنعت بنشینند و این مسئله را حل کنند.» به‌رغم تاکید رهبر به وزرای فرهنگ و صنعت برای حل مشکل کاغذ، طولی نکشید که قیمت کاغذ باز هم افزایش یافت. پس از این اتفاق عجیب بود که حسین انتظامی، مشاور ارشد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس کارگروه کاغذ، خبر از توزیع حواله‌های کاغذ با قیمت مصوب در آینده‌ای نزدیک داد و از‌ برخی از شرکت‌هایی که با ارز دولتی کاغذ دریافت کرده و در انبارها احتکار کرده بودند خواست تا تکلیف کاغذهای وارداتی را مشخص کنند، وگرنه اقدامات تنبیهی از جمله متوقف‌کردن درخواست‌های درجریان این شرکت‌ها و ابطال کارت بازرگانی آن‌ها را در دستور کار قرار خواهد داد. این تهدید هم افاقه‌ای نکرد و واردکنندگان کاغذ که طبق گفته‌ها گویا سه ـ چهار شخص/ شرکت بیش نیستند، نبض بازار آن را در دست گرفته‌اند و هر لحظه بر سیر صعودیِ قیمت‌ها می‌افزایند!
نتیجه اما واضح و مبرهن است: روزی نیست که خبر از تعطیلیِ خودخواسته‌ی نشریه‌ای یا تعدیل نیرو در روزنامه‌ای به گوش نرسد! گفتیم که دولتی و خصوصی هم نمی‌شناسد. دو روزنامه‌ی «ایران» و «همشهری» به علت بحران کاغذ، تعداد صفحات خود را تا ۸ صفحه کاهش داده‌اند! روزنامه‌ی «اطلاعات» به علت کمبود کاغذ، 4 صفحه از صفحات خود را کم کرده! روزنامه‌ی «جمهوری اسلامی» پس از چند دهه به ناچار قطع خود را کوچک‌تر کرد.روزنامه‌ی «سازندگی» در بعضی روزها به دلیل نداشتن کاغذ منتشر نشده! روزنامه‌های مستقلی مثل «هفت صبح» هم در برخی روزها به همین دلیل نتوانسته‌اند روی پیشخوان دکه‌های مطبوعاتی بیایند! خیلی از روزنامه‌های کمتر شناخته‌شده و مجلات هم برای این‌که بیشتر دوام بیاورند، علاوه بر کاهش صفحات و تعدیل نیرو، تیراژ خود را به شکل تعجب‌آوری کاهش داده‌اند یا «تا اطلاع ثانوی»! منتشر نمی‌شوند. 
* * *
کارشناسان رسانه معتقدند، «با تضعیف مطبوعات و بلبشوی فعلی بازار کاغذ، شاهد نابودیِ یک سنت هستند: سنت روزنامه‌نگاری مطبوعاتی.» |
۶ مرداد ۱۳۹۸ ۱۴:۱۶
کد خبر : ۴۷,۴۵۵

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید