ارتقای ارتباطات دریایی کشور در گرو تکمیل و اجرای طرح جامع/ روند مثبت پیشرفت پروژه های زیرساختی بندر چابهار ایجاد مناطق آزاد به منظور حمایت و پشتیبانی از فعالیت های بنادر است/ ضرورت ایجاد مسیرهای ریلی به منظور دسترسی هرچه بهتر به بندر چابهار توسعه بندر چابهار، پیشانی توسعه سواحل مکران/اتصال بندر چابهار به خطوط ریلی در طرح جامع لحاظ شده است اولویت ایجاد مزیت و جاذبه اقتصادی با رویکرد زنجیره حمل و نقل در بندر چابهار / پروژه های زیربنایی در بندر شهید بهشتی به سرعت تکمیل شود/ تعمیرات اساسی و استانداردسازی انبارها به سرعت و قدرت آغاز عملیات اجرایی بلندترین برج کنترل ترافیک دریایی بنادر در بندر چابهار/ بهره بر داری از ایستگاه جزر و مد سنجی و هواشناسی بندر شهید بهشتی/ استقرار تجهیزات ناوبری و الکترونیکی در برج کنترل ترافیک دریایی بندر چابهار ضرورت تعامل بیشتر هند برای عبور از چالش های همکاری در بندر چابهار ارسال سومین محموله ترانزیتی کشور افغانستان/ محصولات استان کرمان از طریق بندر چابهار صادر شد بندر چابهار؛ قابلیت پذیرش کشتی های سایز بزرگ را دارد/ بندر چابهار با برخورداری از تجهیزات مدرن و پیشرفته، پاسخگوی خطوط لاینری است‌ اشتغال 1050 نفر در شرکت های سرمایه گذاری و عمرانی بندر چابهار هیچ نیرویی در حوزه بهداشت و درمان بندر چابهار جذب نشده است
چند روایت پراکنده از خواهرخواندگی بنادر ایران
به نام بنادر، به کام شهرها!

    یک توضیح ساده برای ورود به بحث خواهرخواندگی بنادر ایران، شاید بد نباشد. خواهرخواندگی، این پیمانِ دیپلماتیکِ بین شهرها، ریشه‌ای نه‌چندان قدیمی در تاریخ دیپلماسی ایران دارد. در بین شهرهای کشور، تهران با بیش از 22 شهر، خواهرخوانده است، اصفهان و تبریز با 16 شهر، مشهد با 13 شهر و نزدیک‌ترین شهرِ کشور به دریا، یعنی رشت با هشت شهر خواهرخوانده است. البته این امیدواری وجود دارد که با وجود تلاش‌های چشمگیر سال‌های اخیر سازمان بنادر و دریانوردی در توسعه و سرمایه‌گذاری بنادر کشور، طولی نخواهد کشید که شهرهای بندری جهان برای عقد پیمان خواهرخواندگی با آن‌ها، پیش‌قدم شوند و در این میان بنادر مهمی همچون بندر شهیدرجایی به‌عنوان اصلی‌ترین بندر تجاری کشور شایسته‌ی قرارگرفتن در چنین فهرستی است. اما به راستی جایگاه بنادر و شهرهای بندری ایران در این پیمان جهانی و بین‌المللی کجاست و چرا چنان که باید و شاید شهرهای دریاییِ کشورمان هنوز نتوانسته‌اند همچون بنادر کوچک و بزرگ کشورهای آمریکا، آلمان، چین و حتی ژاپن و کره جنوبی، روابط دیپلماتیک خود را در مسیر خواهرخواندگی، هموار کنند؟

خواهرخواندگی بنادر به چه معناست؟

 

در تعاریف دیپلماتیک، خواهرخواندگی یک تفاهمنامه است میان مسئولان دولتی دو کشور که برای ایجاد همبستگی فرهنگی و تسهیل امور تجاری، علمی و اداری میان دو شهر خاص تنظیم و پس از تایید دو طرف، اجرایی میشود. تاریخچه خواهرخواندگی شهرها به قرن بیستم و تلاش دو کشور انگلیس و فرانسه برمیگردد که میخواستند آتشهای نفرت پساجنگ را خاموش کنند. نکته جالب اینجاست که این دو کشور، شهرهای بندری خود را با این پیمان، مجاب کردند که با تسهیل به امور دریایی و بندری فیمابین بپردازند. در اروپا اما به جای خواهرخواندگی از اصطلاح «شهرهای دوقلو» یا «بنادر دوقلو» بیشتر استفاده میشود و این آسیاییها و آمریکاییها هستند که بهخاطر مونثبودن کلمهی «شهر» و «بندر» از عبارت خواهرخواندگی استفاده میکنند.

اما خواهرخواندگی تنها مربوط به شهرها و بنادر نیست. دانشگاهها، باشگاههای ورزشی، مراکز علمی و... نیز میتوانند با امضای پیمانهای داخلی یا بینالمللیِ همکاری، خواهرخواندهی یکدیگر شوند.

 

خواهرخواندگی بنادر از چه زمانی شروع شد؟

تقریبا از اواسط دهه 80 شمسی، در آخرین روزهای دولت اصلاحات، خبر تنظیم پیمان خواهرخواندگی بنادر ایران با بیش از 23 بندر مهم دنیا بهصورت رسمی اعلام شد. کار سادهای نبود، بهخصوص آنکه در آن ایام، کشور روسیه به دلیل نزدیکی سیاسی با ایران و حضور مقتدرانهاش در حاشیه دریای خزر، مایل بود بتواند با بنادر حوزه خزر، ارتباطی ساده و بیتکلفتر برقرار کند اما خبری از این روحیه و برقراری ارتباط از طرف دیگر بنادر دنیا با بنادر ایران دیده نمیشد. بندر انزلی در استان گیلان، بندر شهیدرجایی در استان هرمزگان، بندر امام خمینی(ره) در استان خوزستان، بندر بوشهر در استان بوشهر و بنادر تازهتاسیسی چون بندر امیرآباد در استان مازندران و بندرِ تاریخیای چون بندر جاسک، از نخستین گزینههای خواهرخواندگی بودند. اسناد نشان میدهد که بندر جاسک و بندر خصبِ عمان، بندر شهیدرجایی و بندر نینگبوی چین، بندر امیرآباد و باکوی آذربایجان، بندر شهیدرجایی و بندر بانجولِ گامبیا، و بندر رئیکای کرواسی و کلانگِ مالزی قبل از به پایانرسیدن دولت احمدینژاد با یکدیگر عهد خواهری بستهاند.

عمده تلاش در مسیر خواهرخواندگی این بنادر، تسهیل در امر تردد کشتیهای طرفین بوده است. ایران در آن سالها، کوشیده با ایجاد خواهرخواندگی، کمک کند امنیت کشتیرانی منطقه تامین شود، فعالیتهای دریایی طرفهای اقتصادیاش، آسانتر و کیفیتر شود، در زمینههای فنی و محیط زیستی و آموزشی، با کشورهای همسایه همکاری کند و به ارتقای مشترک تجهیزات و تاسیسات بندری خود بپردازد. این چنین است که در قدم بعدی، بندر شهیدرجایی با بندر کوپر در کشور اسلوونی و ترتوسِ سوریه، بندر انزلی با بندر اولیا در روسیه و بندر آکتائوی قزاقستان، بندر امامخمینی(ره) با بندر لاذقیه و بندر ترتوس در سوریه و بندر امیرآباد با آکتائوی قزاقستان پیمان خواهرخواندگی میبندند.

 

تاثیرات زیرساختی خواهرخواندگی

از سال 1373 که برای اولینبار پیمان خواهرخواندگی میان تهران و بیشککِ قرقیزستان به امضا میرسد تا امروز، روند خواهرخواندگی شهرها و بهخصوص بنادر ایران با فراز و فرود زیادی همراه بوده که گاه در جوهره ذاتی این اقدام تشکیک ایجاد کرده، گاه بیاثر بوده و گاه نیز خوش درخشیده است. نگاهی به این فراز و فرود شاید بتواند روشن کند که راه پیش روی بنادر کشور در جذب سرمایههای معنوی، فرهنگی و مادی بنادر مهم دنیا چیست و چگونه باید از کورهراههای آن گذر کرد. اواخر اردیبهشتماه امسال، انجمن کلانشهرهای جهان (متروپلیس) اعلام کرد که حاضر است تجربه 35 سالهی اداره بیش از 138 شهر عضو این پیمان را در اختیار کلانشهرهای ایران قرار دهد. دلا وارگا رئیس این سازمان که به ایران سفر کرده بود، با اشاره به اینکه تهران و مشهد تنها دو شهر ایران هستند که در این سازمان عضویت دیرینه دارند، گفت که متروپلیس مایل است با کلانشهرهای بیشتری در ایران تعامل داشته باشد. طبیعی است که در شرایط امروز، استفاده از ظرفیت خواهرخواندگی میتواند رابطهی تاثیرگذاری میان شهرهای ایران و دنیا برقرار کند اما واقعیت این است که هرچه این تعامل قوی و کاری باشد اما بنادر ایران نفع چندانی از آن نمیبرند؛ آن هم به یک دلیل ساده؛ هیچکدام از بنادر ایران در فهرست کلانشهرهای جهان قرار ندارند، درحالیکه عموم کلانشهرهای جهان، همگی بندرهای بزرگ و مدرن هستند!

مدرنبودن یکی از ویژگیهای قرارگرفتن بنادر و شهرها در فهرست خواهرشدن با یکدیگر است. انگیزه اصلی دولتمردان در عقد چنین پیمانهایی، تاثیرگذاری تکنیکال شهرها و بنادر روی یکدیگر است و به همین خاطر، مدیران بنادر مهم دنیا، دنبال بنادر مدرنی میگردند که با عقد این پیمان، شاهد اثرگذاری و توسعه تجهیزات بندری و فعالیتهای دریایی خود باشند.

ایران اما جز در بندر شهیدرجایی، تاکنون نتوانسته در بندر دیگری، از این موقعیت استفاده کند و شاید بتوان گفت که هر چقدر پیمان خواهرخواندگی میتواند به رشد بندریِ کشور کمک کند، سود اصلی آن را شهرهای مرکزی و کویری ایران میبرند!

 

برجام یک نقطه عطف بود

دستاوردهای بینالمللی برجام را در پروژه خواهرخواندگی بنادر ایران نمیتوان نادیده گرفت. سازمان بنادر و دریانوردی در گزارشی که اسفند 1396 منتشر کرده، لااقل به 10 دستاورد اساسی و اثرگذار در حوزه بینالمللی اشاره میکند که باعث شد برجام به راهی برای تسهیل عقد پیمان خواهرخواندگی میان بنادر در حال توسعه ایران با بنادر مطرح جهان ختم شود:

  دسترسی ناوگان ملی با پرچم جمهوری اسلامی به بنادر خارجی و بازارهای جهانی

  بازگشت خطوط ۱۸ شرکت بینالمللی کشتیرانی به بنادر ایران

  احیای شبکه جهانی نمایندگیهای کشتیرانیهای ایرانی

  استقبال ۹ شرکت معتبر بینالمللی از هشت کشور (چین، سنگاپور، دانمارک، فرانسه، کره جنوبی، سوئیس، آلمان و فیلیپین) برای سرمایهگذاری در بنادر ایران

  برگزاری مزایده سرمایهگذاری و واگذاری پایانههای کانتینری بنادر شهیدرجایی و امام خمینی (ره) به مشارکت معتبر داخلی ـ خارجی

  رفع تحریمهای بیمه ناوگان و رفع محدودیت موسسات ردهبندی

  دسترسی به بازارهای بینالمللی مالی

  امضای یادداشت تفاهم همکاری شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران  (IRISL) و شرکت جی. اس. سی راهآهن قزاقستان (KTZ) و بندر تریستهی ایتالیا

  برقراری ارتباط مجدد با آژانس همکاریهای بینالمللی ژاپن  (JICA)

  تحقق حمل دو سر بار در پایانههای بندری کشور برای نخستین بار.

 علاوهبر این موارد، بهطور جزییتر و دقیقتر، سازمان بنادر و دریانوردی به مدد برجام توانست، همکاریهای بندری و دریایی خود را توسعه چشمگیری دهد و حتی تا مرز خواهرخواندگی میان بسیاری از بنادر کشور با بنادر دنیا پیش برود. موافقتنامههای کشتیرانی تجاری ـ دریایی با بیش از 20 کشور دنیا در همین روزها نهایی شد و ایران توانست با آلمان، کره جنوبی، مالزی، لهستان و نیکاراگوئه، وارد تجارت دریایی شود. کشورهای همسایه چون عمان، کویت، عراق، پاکستان و... هم از این گردونه بیرون نماندند. ایران متن پیش‌‌نویس تفاهمنامه خواهرخواندگی بنادرش با این کشورها و کوبا، کنیا، اکوادور و ترکیه را هم مبادله کرد و امیدوار شد که در افقی بزرگتر بتواند همکاریهای بندری خود را به الجزایر، سودان، غنا، ساحل عاج، قبرس و آذربایجان هم برساند.

 

از مارسی تا کیش؛ مشکل کجاست؟

نقطه مشترک بنادرِ آبیجان در ساحل عاج، آنتورپ در بلژیک، کپنهاگ در دانمارک، جنوا در ایتالیا، حیفا در سرزمینهای اشغالی، هامبورگ در آلمان، کوبه در ژاپن، داکار در سنگال، اودسا در اوکراین، ناپل در ایتالیا، پیرئاس در یونان، شانگهای در چین، میامی در آمریکا و شهر گلاسکوی بریتانیا در چیست؟ بله! تمام این 14 بندر و شهر، خواهرخواندههای بندر کوچک اما مهم مارسی در فرانسه هستند. مارسی برای چنین روابط گستردهی خواهرخواندگی چه ظرفیتهایی داشته است؟ مارسی، اولین بندر کشور فرانسه، سومین مرکز اقتصادی فرانسه، قلب صنعتی این کشور و دارای جمعیت جوان و متخصص است. نزدیک به دو میلیون نفر جمعیت دارد و آن را قطب اقتصادی مدیترانه مینامند.

در قیاسی معالفارق میتوان گفت که مارسی از نظر جغرافیایی بیشباهت به جزیره کیش نیست. اما کافی است به تعداد بنادری که کیش با آنها خواهرخوانده شده توجه کرد و آن را در مقایسه با مارسی قرار دهید تا تفاوتها آشکار شوند.

برای آشکارترشدن چالشهای این مسیر بد نیست به آخرین پیمان خواهرخواندگی جهانی میان دو بندر اشاره کرده و جزئیات آن را مورد بررسی قرار دهیم. هجدهم اردیبهشتماه، نمایندگان اداره بنادر روتردامِ هلند و گوانجو در بندر چین به دیدار هم رفتند تا خواهرخواندگی این دو بندر را رسما اعلام کنند. براساس این توافقنامه، هر دو سازمان، تخصص و همچنین بهترین شیوهها در زمینه مدیریت بندر را به اشتراک خواهند گذاشت. این مشارکت در راستای اهداف استراتژیک سازمان بنادر روتردام بوده تا دانش و تخصص خود را با بنادر سراسر جهان به اشتراک گذاشته و خود را بهعنوان عنصری پیشگام در توسعه بازارهای جدید مطرح کند. بندر گوانجو که یکی از بزرگترین بنادر کانتینری جهان است، در سال 2018، 22 میلیون TEU تخلیه و بارگیری داشته و روتردام در همین زمان، توانسته تنها 5/14 میلیون TEU تخلیه و بارگیری انجام دهد. طبیعی است که شکل این قرارداد، نوع کار کارشناسی روی آن، حضور روسای بنادر در عقد قرارداد و نزدیکی شکلی و فنی دو بندر توانسته به امضای عهد خواهری میان آنها کمک کند. در ایران اما این روند بهخصوص در بخش مدیریت آن نیاز به یک بازتعریف اساسی دارد، چرا که در روند جهانی، شروع کار ارزیابی خواهرخواندگی با شهرداران (شهرها و بنادر) است اما به نظر میرسد به دلیل اشراف سازمان بنادر و دریانوردی در زمینه تاسیسات بندری و همچنین عمل به قانون بالادستی مدیریت یکپارچه سواحل کشور، باید این ماموریت به دست نمایندگان این سازمان در استانها و شهرهای ساحلی سپرده شود.

 

بندر شهیدرجایی؛ یک فرصت

در ترافیک سفرهای پسابرجامیِ اروپاییان به ایران، سفیر فرانسه روز پایانی دیماه را در استان هرمزگان گذراند و به جای دیدارهای رایج دیپلماتیک در تهران، ترجیح داد با استاندار مهمترین استانِ دریایی کشور به گفتوگو بنشیند و با او از ظرفیتهای همکاری دریایی ایران و اروپا بگوید. نکته جالب این دیدار، بازدید او از بندر شهیدرجایی و کشتیسازی ایزوایکو بود تا جایی که قول داد در بازگشت به کشورش، شرکتهای سرمایهگذاری فرانسه را ترغیب کند در ظرفیتهای شیلاتی، دریایی و آبزیپروری هرمزگان سرمایهگذاری کنند. راه حل پیشنهادی او چه بود؟ در قدم اول، خواهرخواندگی هرمزگان (یعنی استانی که مسئول 60 درصد از تجارت ایران است) با یکی از استانهای ساحلی فرانسه!

هرمزگان در حوزه بندری، مستعدترین استان برای خواهرخواندگی با کشورهای همجوارِ آب محسوب میشود. 14 جزیره دارد، تنگه استراتژیک هرمز در محدوده آبی این استان است، هاب منطقهای ایران در بندر شهیدرجایی تعبیه شده، سابقه یکدههای در خواهرخواندگی با کشورهای ترکیه، چین، روسیه و عمان را دارد و از همه مهمتر اینکه قلب تجارت دریایی ایران محسوب میشود. دریغ اما که به این استان بندری بهعنوان یک ظرفیت بالقوه ارتباطگیری با بنادر مهم دنیا توجه نمیشود و طبعا تلاش سازمان بنادر و دریانوردی، هر چقدر که باشد، به مصداق یک دست صدا ندارد، بینتیجه خواهد ماند.

 

اشتباهی در محاسبات یا اولویتسنجی نادرست؟

نوروز سال 1393، شهردار شهرِ ساحلی آستراخانِ روسیه به رشت سفر کرد. شاید این موضوع در این گزارش چندان اهمیت نداشته باشد؛ چرا که نه رشت شهری ساحلی است و نه سرنوشت آن دیدار به فهرست خواهرخواندگی بنادر کشور افزود. ذکر این نمونه از این بابت اهمیت دارد که در فاصله سالهای عقد قرارداد خواهرخواندگی میان رشت و آستراخان چه تحولات مهمی در این دو شهر اتفاق افتاده و دیگر اینکه چقدر از این تعاملات توانسته در بخش دریایی، اقتصاد دریامحور ایران را متحول کند.

درست است که بعدها بندر انزلی در جوار رشت هم به فهرست خواهرخواندگی با بندر آستراخان پیوست اما به نظر میرسد که در این میان، اولویتگذاری درستی صورت نگرفته یا اینکه یک شهر توانسته در زمینهچینی برای عقد چنین قراردادی نسبت به بندر مجاورش پیشدستی کند.

اولویتسنجی یکی از پارامترهای مهم خواهرخواندگی است که به نظر میرسد باید در سطوح بالای حاکمیت ارزیابی شود، بهخصوص آنکه پس از برجام، آنچه بهعنوان ظرفیت خواهرخواندگی در ادبیات دیپلماسی ایران مطرح شده، زیرساختهای اقتصادی و تجاری است، نه فرهنگی صرف.

یک سال پیش، سفیر اسپانیا از منطقه آزاد تجاری صنعتی اروند و شهرهای بندری خرمشهر و آبادان بازدید کرد و با ابراز تعجب از استعداد گردشگری دریایی این دو بندر، آمادگی خود را برای تبادل گردشگر و فعالیت تورهای اسپانیا در خرمشهر و آبادان اعلام کرد. نکته عجیب این دیدار آن است که آقای سفیر در این سفر پیشنهاد خواهرخواندگی آبادان با شهر فوتبالیِ بیلبائو را مطرح کرده درحالیکه استان خوزستان و بنادر خرمشهر، آبادان و امامخمینی(ره)، از مهمترین بنادر کشور به حساب میآیند و باید در مسیر خواهرخواندگی به ظرفیت دریایی آنها توجه میشد تا عشق آبادانیها به فوتبال!

 

هزار راه نرفته

خواهرخواندگی اکنون پررنگتر و جدیتر از قبل به ادبیات بنادر کشور راه پیدا کرده است. مطالبه این پیمان یک مطالبه شهروندی شده و از آنجایی که یک فعلِ حاکمیتی نیست، میتوان امیدوار بود نهادهای مردمی و شهری بتوانند پیشقدم شده و بنادر کشور را برای خواهرخواندگی با بنادر جهان آماده کنند. سازمان بنادر و دریانوردی بهعنوان بازوی حاکمیتی در اداره امور مربوط به دریا و بندر، در چنین مقطعی، خود را بهعنوان یک نگاه کارشناس در کنار مردم بنادر میبیند و حتی در صورت نیاز، مقدمات و مطالعات لازم در این زمینه را آغاز میکند. آنچه باقی میماند، استفاده درست از این فرصت است و در مرحله بعد، بهرهبرداری آگاهانه و مسئولانه از نتایج اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی خواهرخواندگی. بنادر چابهار، شهیدرجایی، امامخمینی(ره)، کیش، قشم، خرمشهر، آبادان، بوشهر، آستارا، انزلی، نوشهر، امیرآباد و... همگی آمادهاند برای رونقگرفتن و از آنجایی که تجار و تولیدکنندگان ایرانی در سال 1398 رو به صادرات آوردهاند، هر تلاشی برای تسهیل در امر دادوستد کالا از طریق دریا، میتواند بومرنگوار نتیجه مثبتی را عایدِ عوامل آن کند.|

  

۷ مرداد ۱۳۹۸ ۱۳:۵۰
کد خبر : ۴۷,۴۷۳

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید