ثبت رکورد ٢٨ درصدی ترانزیت خارجی در دروازه ملل / واردات ۶۱ هزار تن گندم اهدایی هند به افغانستان از طریق بندر شهید بهشتی چابهار/ ویترین متنوع بزرگترین بندر اقیانوسی کشور در ترانزیت خارجی بهره برداری از پنج پروژه بزرگ عمرانی و تجهیزاتی بندر چابهار تا پایان سال/ پروژه های عمرانی بندر چابهار با بیش از ۴۶۰ میلیارد تومان اعتبار و اشتغال زایی مستقیم 708 نفر در دست اجراست گامی دیگر در مسیر رونق تجارت بندر چابهار/ورود اولین محموله شکر صادراتی هند به افغانستان پیام تبریک مدیر کل بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان به مناسبت روز کارمند لزوم هم افزایی دستگاه های اجرایی جهت احیای سفرهای دریایی از دروازه ملل/ اشتغال نیروی های بومی در پروژه های عمرانی بندر شهید بهشتی/همت والای بندر چابهار در توسعه زیرساخت ها با عملیات تیم تخصصی بندر چابهار شناور به گل نشسته از ساحل جدا شد پیام تبریک مدیرکل بنادر و دریانوردی سیستان و بلوچستان به مناسبت هفته دولت تداوم انتقال محموله های ترانزیتی گندم اهدایی هند به افغانستان از طریق بندر چابهار/هم افزایی دستگاه های اجرایی استان لازمه پایداری ترانزیت کالا نشست رئیس و اعضای هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت در بندر شهید بهشتی چابهار/ارتقاء دانش فنی مدیران و کارکنان بندر چابهار صادرات اولین محموله سنگ کوپ مرمر از طریق بندر شهید بهشتی چابهار/ استفاده از ظرفیت های استراتژیک بندر چابهار برای صادرات کالای معدنی
در گفت‌و گو با دکتر عالیه شکربیگی جامعه‌شناس و استادیار دانشگاه مطرح شد:
زنان دریا در انتظار  بسترسازی
    دکتر عالیه شکربیگی جامعه‌شناس و استادیار دانشگاه است. او نه‌تنها پژوهش‌های زیادی، راجع به زنان داشته، بلکه در پایان‌نامه‌های مرتبط با مشاغل زنان نیز دانشجویان بسیاری را در مقطع دکتری راهنمایی کرده است. از مهم‌ترین کتاب‌های منتشرشده او می‌توان به «جامعه‌شناسی تنهایی زنان در ایران» و «جامعه‌شناسی ارتباطات معاصر در ایران» اشاره کرد. شکربیگی معتقد است زنان ایرانی پتانسیل لازم را به منظور مشارکت در تمامی سطوح جامعه دارند و اگر فرصت و بستری برای شکوفایی آن‌ها مهیا شود، نسبت به مردان پویاتر هم عمل خواهند کرد. در این شماره، پیرامون شعار روز جهانی دریانوردیِ امسال که «توانمندسازی بانوان در جامعه دریایی» است، با او به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

درخصوص «توانمندسازی بانوان در جامعه دریایی»، به‌خصوص در بین جامعه‌ی دریانوردی ایران، به چه مولفه‌هایی نیاز داریم؟
یکی از شاخصه‌های توسعه، توانمندسازی است، اما این‌که توانمندسازی در چه ابعادی باشد، باید ابعاد توانمندسازی افراد جامعه را با نگاه برابر ببینیم. در این چارچوب کلی در نظر بگیرید جامعه‌ای مثل ایران را بخواهیم با جوامع توسعه‌یافته مقایسه کنیم؛ هرچند در جامعه‌ای مثل ایران که زنان و دختران ما دچار محدودیت‌هایی بوده‌اند، در عرصه‌ی آموزش توانسته‌اند به آگاهی‌هایی دست پیدا کنند. (مثلا در مقابل ارزش‌های مردسالارانه، مردگرایانه و... که این ارزش‌ها به‌گونه‌ای، پویایی زنان را در گذر زمان در عرصه‌ی عمومی محدود می‌کرده است) اما تصور کنید این جامعه را با این محدودیت‌ها بخواهیم با جامعه اروپایی یا آمریکایی مقایسه کنیم که حتی در قوانین آن‌ها نیز نگاه برابری گنجانده شده است. آیا سنخیتی وجود دارد که ما اصلا بتوانیم این‌ها را با هم مقایسه کنیم؟ قاعدتا این‌طور نیست. اگر ما صحبتی در مورد فرصت‌های شغلیِ برابر داشته باشیم، باید این مسئله را در داخل جامعه ایران با توجه به سنت‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و حتی ارزش‌های سیاسی و ارزش‌های قانونی در نظر بگیریم و البته که نمی‌توانیم آن نگاهی که به حضور زنان در عرصه دریایی در دنیا وجود دارد را در ایران داشته باشیم. طبیعتا این موضوع محدودیت‌های خاص خودش را دارد. به یقین شرایطی که برای شغل‌های دریایی وجود دارد، سختی‌های خاص خودش را دارد. حتی این حرفه به خاطر شرایط منحصر به‌فردش برای مردان نیز سختی‌هایی به همراه دارد. حالا در نظر بگیرید روی چه بستری به این موضوع بپردازیم؟ زنان با تلاش‌های مضاعف و به‌سختی توانسته‌اند خودشان را به این سطح برسانند و مطالباتی نیز داشته باشند. در یک بررسی تطبیقی از ساختارهای اجتماعی تا عاملیت‌ها ساختارهای قانونی این اجازه به زنان و دختران داده نمی‌شود تا بتوانند خودشان را در شغلی مثل دریانوردی توانمند کنند.
اگر بپذیریم که شرایط جامعه ایرانی در حال تغییر است و حتی ما نسبت به سال‌ها پیش (مثلا دهه‌ی 60) تغییراتی را هم در این زمینه شاهد بوده‌ایم و با توجه به این‌که آمار جهانی نیز این اجحاف را نشان می‌دهد، چه اقدامی باید صورت گیرد؟
درست است که امروز اوضاع جامعه مانند دهه‌ی 60 نیست و در حال فاصله گرفتن از ارزش‌های سنتی است که حضور زنان را در جامعه مطالبه می‌کند، و ما در دهکده جهانی زندگی می‌کنیم که هر خبری در هر گوشه‌ی دنیا چند ثانیه بعد به ما می‌رسد، اما باید شرایط به‌گونه‌ای رقم بخورد که آگاهی زنان ما در عرصه دریانوردی بالاتر برود و مطالبه‌گری وجود داشته باشد. لازم است  سازمان بنادر و دریانوردی هم برای توانمندسازی زنان در جامعه‌ی دریایی تلاش‌ها و اقداماتی بکند و بسترهای آن و خواستگاه‌های ورود زنان برای عرصه آموزش را فراهم کند. من به درستی نمی‌دانم دختران ما در زمینه دریایی چه آموزش‌هایی می‌بینند. سازمان بنادر و دریانوردی و در راس آن سازمان جهانی دریانوردی باید به این تشخیص برسد؛ البته به نظر می‌رسد با توجه به مطرح‌کردن شعار امسال، شاید به‌گونه‌ای غیرمستقیم به این نتیجه رسیده باشد. هنوز این امکان در جامعه وجود ندارد که بگوییم زنان در عرصه دریانوردی بیایند. بعضی از آن‌ها (با توجه به نوع شغلشان) وقتی قدم در این راه می‌گذارند، باید حداقل سه تا شش ماه از خانواده دور باشند و همین خود می‌تواند باعث مشکلاتی شود.
در همین رابطه و با توجه به برابریِ شغل مردان و زنان، شما فرض کنید یک زنی که وظیفه‌ی مادری و همسری هم بر عهده دارد و روی دریا کار کند، چه فشاری را با توجه به بافت فرهنگی و باور پیشین خانواده‌ها باید متحمل شود!
به نظر من در چنین شرایطی هم زنان و هم‌ خانواده‌ها آسیب می‌بینند. نمی‌خواهم بگویم که چنین چیزی برای زنان وجود نداشته باشد اما باید شرایط آن مهیا باشد. ترم گذشته یکی از دانشجویانم، از پایان‌نامه‌اش که مرتبط با مسائل و مشکلات خانواده‌های ملوانان و دریانوردان بود، دفاع کرد. همسر این دانشجو ملوان بود و به گفته‌ی خودش گاهی اوقات تا شش ماه هم امکان دیدار نداشتند و تمام بار زندگی در این مدت روی دوش او بود. هرچند او در فرصت‌هایی همسرش را همراهی می‌کرد، اما این همراهی هم با مشکلاتی گره خورده بود. حالا شما فکر کنید جای این دو مورد با هم عوض شود و زن در دریا باشد و همسرش بخواهد مشکلات را سروسامان بدهد. این برخلاف ارزش‌های جاری در ایران است. البته چون ما در مورد جامعه ایرانی می‌خواهیم نظر بدهیم، تحلیل‌ها نیز باید نسبت به جامعه ایرانی باشد. چه اقدامی لازم است انجام شود تا این مسئله راه خودش را پیدا کند و زنانی که علاقه‌مند به مشاغل دریایی هستند بتوانند در عرصه دریانوردی مسئولیت‌هایی را داشته باشند؟ در این مورد با یک توافق قبلی، زن می‌تواند چنین مسئولیتی را قبول کند یا اگر همسرش نیز در این زمینه فعال باشد، احتمال این‌که مشکلی به وجود بیاید کمتر می‌شود. در غیر این صورت این زندگی اگر در سال اول دچار فروپاشی نشود، در سال دوم این اتفاق می‌افتد. دلیلش هم این است که زن در خانواده ایرانی نقش اصلی را ایفا می‌کند و اگر بخواهند خانواده‌شان را حفظ کنند و حتی باوجود حضور تمام‌قد آن‌ها در عرصه‌های دیگر، اگر خانواده آن‌ها را همراهی نکند، حتما به مشکل برمی‌خورند.
اگر بخواهیم با دید کلان به حضور دریاییِ زنان نگاه کنیم، محدودیت‌های دیگری هم در این زمینه در تمام دنیا وجود دارد که نشان از برچسبی جهانی دارد و عدم استخدام زنان در این مناصب مختص ایران نیست. نظر شما چیست؟
قبل از انقلاب شاهد بودیم که زنان در مشاغلی مثل خلبانی حضور داشتند؛ شغلی که مخاطرات خاص خودش را دارد. آن زمان، مردان و زنان می‌توانستند به نسبت برابر در این رشته حضور داشته باشند. بعد از انقلاب تا همین سال‌های اخیر به هر دلیلی فعالیت در چنین شغلی برای زنان از بین رفت. البته حالا کم‌کم داریم می‌بینیم که خلبانان زن هم در حال آموزش دیدن هستند. بنابراین دور از ذهن نیست که در سال‌های آینده زنان نسبت به آن آگاه‌تر شوند. در بسیاری از شغل‌ها یا حتی همین دریانوردی، شاید آن آگاهی و شناختی که باید، وجود ندارد. اگر هم اطلاع کمی دارند، بستر آموزشی و پرورشی و مطالبه‌گری برای آن‌ها در این عرصه‌ی شغلی وجود ندارد. بنابراین دور از ذهن نیست که ما در آینده شاهد حضور بیشتر زنان در چنین عرصه‌هایی باشیم. اگرچه این برچسب جهانی است، اما زنان ما از توانمندی‌های بالایی برخوردار هستند و من چنین آینده‌ای را متصور هستم که زنان بتوانند آموزش ببینند و تحت حمایت سازمان‌های مربوطه قرار بگیرند. البته نباید این مسئله در حد شعار بماند و این موضوع در بحث علمی و آموزشی و کاربردی هم بیاید و برای اشتغال آن‌ها نیز تصمیم‌گیری‌هایی صورت بگیرد تا به‌تدریج این برچسب‌ها از میان برود و به قول «گافمن»، این داغی که در اشتغال جامعه وجود دارد و زنان نمی‌توانند در بسیاری از شغل‌ها حضور پیدا کنند، از بین برود. برخی می‌گویند توان جسمیِ زنان پایین‌تر است ولی الان این موضوع ثابت شده است که اگر آموزش و پرورشِ برابر و یکسانی در کار باشد، زنان در هیچ شغلی کم نمی‌آورند و حتی می‌توانند حضور موثرتری هم داشته باشند. اتفاقا در بسیاری موارد زن‌ها توانسته‌اند در شغل‌هایی قرار بگیرند که بهتر از مردان ظاهر شوند. مثلا رانندگی اتوبوس در خط واحد یا بعد از آن در جاده‌ها را که قبلا ممنوع بود در نظر بگیرید. زنان ثابت کردند که می‌توانند پس از آموزش برابر در شغل‌های خاص هم وارد بازار کار شوند و به نظرم در بسیاری موارد، شکوفاتر و پویاتر از مردان عمل کرده‌اند.
آیا برای سازمان‌های خصوصی و صنوف هم می‌شود نقشی متصور شد و وظایفی را به عهده آن‌ها گذاشت تا به این قضیه ورود کنند؟
بله، این انتظار بسیار طبیعی است. آن‌ها می‌توانند در تغییر نگرش‌ها و باورها بسیار تاثیرگذار باشند. مثلا یک فیلم سینمایی را در نظر بگیرید که زنی را روی عرشه‌ی کشتی در حال انجام وظایف خود نشان می‌دهد. این فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی می‌تواند در جامعه موثر باشد. این را می‌خواهم بگویم که برای تغییر باور و برای آگاهی‌دادن به تمام افراد باید هزینه کرد. رسانه می‌تواند در خدمت سندیکاها باشد. چون رسانه در آگاهی‌دادن به ساختار خانواده‌ها و نشان‌دادن دختران و زنانی که چنین شرایطی دارند، بسیار تاثیرگذار است. آن‌ها هم می‌توانند موفق ظاهر شوند و نقش مهمی ایفا کنند. اگر که بخش خصوصی و همه‌ی سندیکاها دست‌به‌دست هم بدهند، مشکلات و سختی‌ها هم می‌تواند از بین برود.|
۲۸ مرداد ۱۳۹۸ ۱۱:۲۰
کد خبر : ۴۷,۷۰۴

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید