ارتقای ارتباطات دریایی کشور در گرو تکمیل و اجرای طرح جامع/ روند مثبت پیشرفت پروژه های زیرساختی بندر چابهار ایجاد مناطق آزاد به منظور حمایت و پشتیبانی از فعالیت های بنادر است/ ضرورت ایجاد مسیرهای ریلی به منظور دسترسی هرچه بهتر به بندر چابهار توسعه بندر چابهار، پیشانی توسعه سواحل مکران/اتصال بندر چابهار به خطوط ریلی در طرح جامع لحاظ شده است اولویت ایجاد مزیت و جاذبه اقتصادی با رویکرد زنجیره حمل و نقل در بندر چابهار / پروژه های زیربنایی در بندر شهید بهشتی به سرعت تکمیل شود/ تعمیرات اساسی و استانداردسازی انبارها به سرعت و قدرت آغاز عملیات اجرایی بلندترین برج کنترل ترافیک دریایی بنادر در بندر چابهار/ بهره بر داری از ایستگاه جزر و مد سنجی و هواشناسی بندر شهید بهشتی/ استقرار تجهیزات ناوبری و الکترونیکی در برج کنترل ترافیک دریایی بندر چابهار ضرورت تعامل بیشتر هند برای عبور از چالش های همکاری در بندر چابهار ارسال سومین محموله ترانزیتی کشور افغانستان/ محصولات استان کرمان از طریق بندر چابهار صادر شد بندر چابهار؛ قابلیت پذیرش کشتی های سایز بزرگ را دارد/ بندر چابهار با برخورداری از تجهیزات مدرن و پیشرفته، پاسخگوی خطوط لاینری است‌ اشتغال 1050 نفر در شرکت های سرمایه گذاری و عمرانی بندر چابهار هیچ نیرویی در حوزه بهداشت و درمان بندر چابهار جذب نشده است
داستان زندگی زنان؛ از کار در ساحل تا رویای فعالیت روی آب
از ابتدا در فال من، دریا نوشتند
شاید کمتر کسی امروز از این واقعیت بزرگ بتواند چشم بپوشد که زنان در حوزه فعالیت عمومی، نه‌تنها همپای مردان شده‌اند بلکه در بسیاری از مشاغل و حِرف، جای بیشتری را از آن خود کرده‌اند. آمارهای سازمان جهانی کار اما همچنان نشان‌ می‌دهد که مشاغل مرتبط با دریا، مردانه هستند و زنان نتوانسته‌اند در این حیطه، جاپای سفتی از آن خود کنند. شعار امسال سازمان بین‌المللی دریانوردی نیز بیشتر به خاطر اهمیت همین جای خالی است؛ ایجاد نوعی توازن و عدالت و تلاش برای ارتقای جایگاه زنان در معادلات دریایی و حرفه‌ایِ مرتبط با دریا.
وضعیت ایران، وضعیت روشنی است؛ راه نرفته و پیموده نشده هنوز زیاد است اما می‌توان گفت که بر اساس همین آمارها، ایران در بین بسیاری از کشورهای دیگر، بهشت دریانوردان زن محسوب می‌شود. آن‌چنان که مدیرکل بنادر و دریانوردی استان هرمزگان اعلام کرده، یک‌میلیون و 500 هزار دریانورد در سراسر دنیا به کار روی کشتی‌ها مشغولند که از این تعداد 130 هزار نفر دریانوردان ایرانی هستند. آمار زنان دریانورد ایرانی در این جمع کمتر از 200 نفر و به‌طور دقیق 178 نفر است اما این رقم را نباید نادیده گرفت، چرا که اولا تمام این افراد دارای گواهینامه‌های معتبر هستند و در ثانی، بسیاری از کشورهای جهان حتی از داشتن یک دریانورد زن محروم هستند.

از آرتمیس تا امروز

تاریخ دریانوردی ایرانیان، به‌صورت روشن و شفاف، نام «آرتمیس» را به‌عنوان نخستین زن دریانورد ایرانی به ثبت رسانده است؛ زنی که به گفته هرودوت، در دو هزار و 480 سال پیش، توانست فرمان دریاسالاری خود را از خشایارشاه دریافت کند و کمی بعد فرمانده ناوگان دریایی ایران در جنگ با یونان شود. اهمیت این حضور به حدی است که بعدها نخستین ناوشکن بزرگ نیروی دریایی ایران در دهه‌ی 40 با نام «آرتمیس» به خلیج فارس وارد می‌شود و دریاسالار فرج‌الله رسایی مسئولیت فرماندهی آن را برعهده می‌گیرد. طبعا نمی‌توان توقع داشت که هر اتفاق تاریخی‌ای امتداد یابد ولی می‌توان در محافل رسمی و در سازمان‌هایی که در حوزه منابع انسانی فعالیت می‌کنند، این موضوع را مطرح کرد که چرا تاریخ ما، پس از این دوره تاریخی، از نامی چون آرتمیس و زنانی چون او خالی می‌شود؟ آیا شغل دریانوردی سخت‌تر شده یا دلایل دیگری برای ممانعت از حضور زنان در حوزه فعالیت‌های دریایی وجود داشته است؟ برای یافتن این پاسخ، باید در جنوب و شمال به سراغ بنادر و زنانی رفت که در مهم‌ترین استان‌های ساحلی کشور روزگار می‌گذرانند و پرسید که رابطه آن‌ها با دریا چقدر است و چرا برای افزایش این رابطه و حتی طرح افکندنِ شغلی مناسب از دل فعالیت‌های دریایی، وارد میدان نمی‌شوند.

 

زنان، بیرون از عرشه کشتی‌ها

زهرا سندالی، یکی از پژوهشگرانی است که تاکنون در دو مقاله‌ی مفصل، سعی کرده به پرسش‌های حضور زنان در فعالیت‌های دریایی و خصوصا عدم تحرک آن‌ها در صنعت دریایی کشور پاسخ روشنی بدهد. این دو مقاله که یکی در شماره 186 ماهنامه «بندر و دریا» و دیگری در ماهنامه «صنعت حمل‌ونقل» به چاپ رسیده، نشان می‌دهد که اولا در عصر تازه صنعت دریانوردی کشور، زنان ایرانی فعالیتی جدی در این حوزه نداشته‌اند و دوما این‌که با وجود برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته از سوی سازمان جهانی دریانوردی (از سال 1978 تاکنون)، هنوز موانع زیادی بر سر راه کار زنان روی عرشه کشتی‌ها وجود دارد.

این کارشناس سازمان بنادر و دریانوردی در پژوهش خود تاکید می‌کند که مهم‌ترین عامل بازدارنده‌ی زنان در اشتغال (به مفهوم کلی آن) و به‌خصوص فعالیت بر عرشه کشتی‌ها، فرهنگ و باورهای مرسوم در جامعه است. جامعه ایرانی، دریانوردی را یک شغل مردانه می‌داند و زنان را به خاطر توانایی بدنی‎ محدود آن‌ها، به بیرون از این دایره رانده است.

نتیجه این بیرون‌راندگی را می‌توان در فضای آموزشی دریانوردی دید. دانشکده‌های دریانوردی در سراسر کشور، بیشترین فرصت تحصیل را در اختیار مردان قرار می‌دهند و زنان برای مشارکت‌جستن در این حوزه، مجبور به انتخاب رشته‌های حوزه پشتیبانی، فنی و مهندسی و خدمات و امداد هستند؛ اما آیا فقط همین است؟

 

چابهار و زنان سوزن‌دوزش

در حاشیه‌ی دریای عمان، وضع فرق می‌کند. این‌جا دریانوردی اصلا و ابدا در میان زنان مرسوم نیست. مردها از استان سیستان و بلوچستان و از راه پر پیچ‌وخمی که به دریا می‌رسد، خود را روانه آب‌های آزاد می‌کنند به‌قصد دریانوردی، ماهیگیری و هر آن‌چه که بتواند به آن‌ها در تامین معاش زندگی کمک کند. زن‌ها اما در خانه‌ها هستند و زندگی دیگری را تجربه می‌کنند؛ زندگی‌ای که با سختیِ قهر آسمان با زمین همراه است تا جایی‌که کشاورزی و دامپروری را ناممکن کرده. وضع صنعت نیز به همین منوال است؛ جرقه‌هایی پراکنده در وسعت یک استان محروم که بی‌فروغ‌ می‌مانند و برای رهایی این مردم از سختی روزگار، دست‌بسته‌اند. در هر شهر و روستایی از این استان، زنان، پایه و محور اصلی خانواده به شمار می‌آیند و به نظر می‌رسد که همین واقعیت، مانع از آن شده که بتوانند سراغ مشاغل پر ریسکی چون دریانوردی بروند و روزگار خود را از طریق فعالیت‌هایی چون سوزن‌دوزی می‌گذرانند. به نظر می‌رسد که زنان بلوچ، زندگیِ متفاوتی با دیگر ساحل‌نشینان کشور داشته باشند. نزدیکی آن‌ها به آب گویی هیچ‌گاه باعث نشده که دست‌به‌کار فعالیت دریایی شوند. در بلوچستان، اگر زنی چشم به دریا دوخته، بیش از هر چیز، نگران همسر و فرزندش است که نیمه‌های شب برای صیادی یا تجارت، رهسپار دریا شده‌اند.

 

گلستان و قالی‌بافی زنان ترکمن

قالی‌بافی در بندر ترکمن، فقط صنایع‌دستی صرف نیست، یک سنت آبا و اجدادی است برای دخترها. آخرین تحقیقات انجام‌شده می‌گوید که لااقل نیمی از دخترانِ ترکمن در خانه‌هایشان قالی می‌بافند و این کار برایشان به همان اندازه جدی است که تحصیل برای دختران پایتخت‌نشین. آن‌ها به‌طور معمول 9 ساعت پای دار قالی‌ هستند و این زمان، فرصت بسیاری از فعالیت‌های روزمره را از زنان ترکمن می‌گیرد. قالی‌های بندر ترکمن، برآمده از آیین‌ها و رسم و رسوم این منطقه هستند. طرح‌ها، نوع گره‌زنی، حتی شکل دارِ قالی، مختصِ همین‌جاست و «توپراق» اصلی‌ترین ویژگی تشخیص یک قالیِ اصیل ترکمن است. در نظر مردم این دیار، خاک از مقدس‌ترین چیزهاست و همان است که می‌خواهند در هر چیزی، ردپایی از آن باشد. توپراق‌بافی بر قالی‌ها تجلیِ همین احترام به خاک است. شروعِ کار قالی‌بافیِ هر ترکمن با چند سانتی‌متر گلیم‌بافی آغاز می‌شود؛ تا دو سه سانتی‌متر که گلیم بافته شد. هر قالی دیگر یادآور خاک است. چرا؟ چون گلیم یا همان توپراق، هر دو برای ترکمن‌ها یادآور خاکند. گلیم که بافته شد، باید مرزی آن را از مابقیِ قالی جدا کند.

اما چرا قالی‌بافیِ ترکمن‌ها تا این حد به روحیات زنانه نزدیک است ولی هیچ‌گاه دریا و کار بر روی قایق نتوانسته آن‌ها را این‌قدر علاقه‌مند به خود کند؟ شاید به دلیل این‌که در طول تاریخ، زنان ترکمن، قالی بافته‌اند و مردانشان دریانوردی کرده‌اند. به بیان ساده، زنان در خانه بازی تاروپود را مدیریت کرده‎‌اند و مردان در دریا، خشم آب را. در این میان ریشه‌های فرهنگی ترکمن‌ها را هم نمی‌توان نادیده گرفت. آن‌ها کوچ‌نشینانی بوده‌اند که بعد از مرارت‌های بسیار، یک‌جانشینی را آغاز کرده‌اند و طبیعی است که زنانشان ماندن در خانه را به کار روی دریا ترجیح بدهند.

 

از هرمزگان تا گیلان، از بوشهر تا مازندران

در یک دهه گذشته، صنعت گردشگری به‌سرعت جای خود را در میان مشاغل مورد توجه زنان باز کرده است. شهرهای ساحلی به‌عنوان مهم‌ترین و شلوغ‌ترین مقاصد گردشگری کشور توانسته‌اند زنان بومی خود را با مفهوم گردشگری آشنا کرده و بستری برای فعالیت آن‌ها در حوزه گردشگری و البته گردشگری دریایی فراهم کنند. اگر امروز استان هرمزگان به‌عنوان استانی با بیشترین آمارِ زنان دریانورد شناخته می‌شود، بیش از هر چیز به خاطر رونق گردشگری دریایی در این استان و جزایرش است. مگر نه این‌که بخش عمده‌ای از همین زنان در کار خدمات‌رسانی به مسافران دریایی، تحصیل‌کرده و مشغول به کار شده‌اند؟ در دیگر استان‌ها نیز وضع به همین منوال است. شاید زنان در این استان‌ها نتوانسته‌اند هنوز به چهارچوب گردشگری دریایی راه پیدا کنند اما توانسته‌اند در سواحل خود را مشغول به رشته و شاخه‌ای از این حرفه‌ی پرطرفدار کنند.

 

تقدیر زیبا

زنان زاده‌ی دریا، چه در دریا مشغول به کار باشند و چه در ساحل، زلف خود را به پهنه‌ی آبیِ آب‌ها گره زده‌اند. اگر در دریا باشند، هزار و یک مشکل دارند؛ از باورنشدن توسط خانواده تا پیچیدگی‌های اثبات خود به بدنه‌ی شغلی که از اساس مردانه بوده است. جبر روزگار مردانه، بهانه‌ای شده که آن‌ها هیچ‌گاه فرصت حضور درست و موثر در شغل دریانوردی را نداشته باشند و اگر نبودند دختران جسور امروزی، شاید این شغل حتی رونق حداقلیِ فعلیِ خود را در میان زنان نداشت و صرفا در ایران شغلی مردانه به حساب می‌آمد. اگر زنان ساحل‌نشین، در خانه‌ی خود هم بمانند، باز در کنار مشقت کارهای روزانه، کار مهم و حساس دیگری دارند که کمتر دیده می‌شود؛ چشم‌انتظاری و صبر برای بازگشت فرزندان و همسرانشان از دریا. بیهوده نیست که وقتی از راحله طهماسبی سروستانی، زنِ دریانورد منتخب کشور در سال 1396، درباره‌ی این شغل و مصائبش سئوال می‌شود، او به خواندن این دلسروده قناعت می‌کند؛ دو بیتی که شاید حکایت بسیاری از زنان و دخترانِ علاقه‌مند به دریا باشد:

«از ابتدا در فال من دریا نوشتند     از روز و شب در خلوتی تنها نوشتند

دریانوردم، خانه‌ام بر روی امواج     گویا که تقدیر مرا زیبا نوشتند».

۲۸ مرداد ۱۳۹۸ ۱۲:۵۰
کد خبر : ۴۷,۷۱۰

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید